شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٩٦ - نقد نسبيت
كه اگر مقدمات آن داراى ويژگيهاى خاصى باشند و صورت آن نيز از شكلى منتج برخوردار باشد , انسان را به نتايج نوينى كه متناسب با آن مقدمات است راهنمايى مى نمايد
بر اساس همين قانون است كه منطقيون تواتر و يا تجربه را كه در بردارنده يك قياس خفى است معتبر مى دانند اما استقراء و يا خبر شايع و مستفيض را به دليل اين كه بى بهره از آن قياس خفى مى باشند قطع آور نمى خوانند
همانگونه كه حركتهاى ذهنى و قوانين مشترك آنها كه مربوط به مقام اثبات علوم براى عالم است دليل بر حركت معلوم در مقام ثبوت خارجى نيستند , شاهد بر حركت علوم ثابتى كه علوم درصدد رسيدن به آنهاست نيز نمى باشند
اشكال فوق جدا از اشكال سابق است كه با نشان دادن حركتهاى علمى مستقل به نفى پيوستگى و تقابل تمامى حركتهاى علمى مى پرداخت , چه اين كه منطق نيز عليرغم آن كه پيوستگى و يكسانى بسيارى از حركتهاى علمى را اثبات مى كند به جدايى علومى كه داراى مبادى و اصول موضوعه مستقل از يكديگر هست و هم چنين به عدم تاثير لوازم مشترك برخى از مسائل متضاد يا متناقض در تحولات مربوط به آن مسائل حكم مى نمايد
قواعد منطقى مانند برخى از قواعد فلسفى نظير اصل عليت و يا مبدء عدم تناقض از لوازم و اصول موضوعه مشترك بين همه علوم هستند , به همين دليل است كه نظريات مختلف و متقابلى كه در علوم گوناگون مطرح مى شوند , همگى از اينگونه اصول و مبادى مشتركا استفاده مى كنند بدون آن كه تحولات و تغييرات مربوط به آنها