شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧٧ - فصل چهارم احياء معرفت دينى
علمى و عينى آن است , وگرنه اصل دين همانطور كه قبلا نيز بيان شد همواره زنده بوده و هست زيرا دين چون آب زندگى ميرنده نيست و خود عين الحياه است و اگر در سخنان معصومين ( ع ) از احياى قرآن يا سنت ياد مى شود , مقصود همين است كه بيان شد و بازگشت آن در حقيقت به احياى جامعه انسانى از لحاظ علم صائب و عمل صالح است
به منظور تحقق اين هدف سامى هم احياى ره آورد دين لازم است و هم احياى عقل جامعه و فرزانگى توده مردم تا هرگونه بدعت اماته شود و هرگونه جهالت , ركود , تن پرورى و بطالت رخت بربندد , و مردمى آگاه با دينى كه اصول و فروع آن روشن است به تاسيس جامعه اى زنده قيام كنند و از ثمرات حياتى آن بهره مند گردند چنانكه حضرت اميرالمومنين ( ع ) درباره اين دو مطلب يعنى احياى عقل و اماته نفس هوس مدار از يك سو و احياى ره آورد دين از سوى ديگر چنين مى فرمايد[ : قد احيا عقله و امات نفسه ] ٣٦ ) يعنى سالك راه حق عقل و فرزانگى خود را زنده نمود و نفس هواخواه خود را از بين برد تا به بارگاه سلامت و طمانينه بار يافت [ , يحبون سنن الله و سنن رسوله قلوبهم فى الجنان و اجسادهم فى العمل ] ٣٧ ) يعنى مردان الهى سنت هاى خدا و پيامبرش را زنده نگه مى دارند دل هاى آنان در بهشت و بدن هاى ايشان در كار صالح و سودمند مى باشد [ , احيوا السنه و اماتوا البدعه ] ٣٨ ) و چون احياى سنت با مرگ هرگونه بدعتى همراه است , لذا جريان بدعت كشى را نيز در وصف پارسايان ياد نموده و بهترين پيشواى جامعه انسانى را همانا رهبرى دانسته كه خود هدايت يافته و هادى ديگران باشد و سنت معلوم الهى را اقامه نموده و بدعت مجهول را بميراند ( ٣٩ )
به هر تقدير , احياى تفكر دينى رهين بررسى عناصر چهارگانه اى است كه فقدان هر كدام از آنها مايه مرگ دين يا بيمارى و ركود آن خواهد شد اين عناصر عبارتند از : ١ ولايت دينى , ٢ قلمرو دينى , ٣ معرفت