شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٢٩ - د انحصار دين به احكام ارزشى و تبعيت قوانين از دانشهاى بشرى
ليكن از عوامل مسلط بر علوم هستند , به اين معنا كه علوم در تاريخ خود همواره به عنوان ابزار در دست گرايشهاى حاكم مورد استفاده قرار مى گيرند , زيرا اين افراد هستند كه به مقتضاى گرايشهاى خود زمينه پيدايش برخى از علوم را كه وسيله ارضاء آنهاست ايجاد كرده و يا آن كه زمينه بسط آن را نسبت به مواردى كه از نظر ارزشى مخالف با آنهاست از بين مى برند , و هم چنين اين گرايشها هستند كه اجازه تصويب قوانين متناسب با خود را داده و يا آن كه قوانين غير مناسب را از اعتبار ساقط مى كنند
اسقاط برخى از قوانين گرچه در مواردى همانند آنچه امروز در مصوبات سازمان ملل واقع مى شود با عنوان حق وتو از يك صورت رسمى برخوردار است ليكن شكل غير رسمى آن امرى است كه همه وقت در زندگى روزمره انسان رخ مى دهد
اين بيان گرچه براى دين نقشى مستقل از قوانين و علوم در نظر گرفته و كمال و يا نقص آن را در محدوده همان نقش مورد نظر قرار ميدهد ليكن با صرف نظر از آنچه كه در برهان نبوت بر لزوم حضور دين در تمام ابعاد زندگى بشر اقامه شد اشكالهاى ديگرى متوجه آن هست
اشكال دوم :
از جمله اشكال هائى كه بر اين نظر وارد است اين كه به دليل قطع رابطه منطقى دانش از ارزش , قدرت قضا و داورى علمى براى بررسى و شناخت صحت و سقم يك گرايش و ترجيح آن بر ديگر گرايش ها وجود ندارد