شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١١٦ - قلمرو اجتماعى دين
زندگى اجتماعى را تامين كند , بايد بر اساس آگاهى نسبت به مصالح همگان بوده و هم چنين بدور از هواها و هوسهايى باشد كه بدنبال كسب منافع شخصى و گروهى است يعنى قانونى كه جاهلانه تنظيم شده باشد , و يا قانونى كه بر اساس هوى و هوس باشد تضمين كننده سعادت اجتماعى نيست , و قانون معصوم از خطا و مصون از هوس تنها توسط انسان معصومى كه متكى به وحى الهى است از ذات اقدس پروردگار دريافت مى شود
اين عصاره دليلى است كه در كتب عقلى براى ضرورت وحى و رسالت ذكر كرده اند , اين دليل همانگونه كه ملاحظه مى شود و خصوصا با تتميم و توضيحى كه در پايان اين فصل به آن اضافه خواهد شد دين را تنها براى روابط فردى خلق با خداوند و يا براى روابط اخلاقى انسانها نسبت بيكديگر اثبات نمى نمايد , بلكه آن را براى برقرارى نظام قسط و عدل ضرورى مى شمارد
با اين بيان روابطى كه به صورت قانون در بين يك ملت جاى دارد و هم چنين روابطى كه در بين ملل بصورت قوانين بين الملل ظاهر مى شود همگى در متن دين جاى دارند
نظام سياسى اى كه بر اساس اين برهان شكل مى گيرد نظام مبتنى بر امامت است زيرا آنچه كه عهده دار عدالت و قسط است تنها داشتن قوانين معصوم از خطا و به دور از هوى نيست , بلكه اجراى معصومانه آن و يا اجرايى كه برهانى يقينى بر حجيت و مومن بودن مجارى ظنى آن در هنگام خطا و عدم اصابه به واقع وجود داشته باشد , لازم است , و البته مشخصات و ويژگيهاى خاص اين نظام از قبيل خصوصيات ارگانها و سازمانهاى اجتماعى مربوط به آن امورى