شريعت در آينه معرفت - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١١٨ - قلمرو اجتماعى دين
واگذار مى شود پس آنچه كه براى قانونشناس متعهد و عامل در عصر غيبت اثبات مى شود همان ولايت و تولى امور اجتماعى مسلمين است كه در زمان حضور معصوم بر عهده اوست , نه وكالت
اين نكته نيز نبايد مورد غفلت قرار گيرد , كه مقام ولايت براى فقيه دين شناسى كه مقام خلافت و نمايندگى خدا در حاكميت است هرگز موجب امتياز شخصى براى او نسبت به ديگر مردم نيست زيرا آنچه را از احكام الهى استنباط مى كند همان گونه كه براى ديگران حجت است براى او نيز حجت است , و آنچه را كه از ناحيه اعمال ولايت حكم مى كند , همان گونه كه نقضش بر ديگران حرام است بر او نيز حرام مى باشد , پس تنها خصوصيت ولى مسلمين مسئوليت ولايت است و در قبال اين مسئوليت وظائفى است كه موظف به رعايت و انجام آنهاست , و بر اين تحليل ميتوان گفت كه آنچه در نظام اسلامى حاكم است , فقاهت و عدالت است نه فقيه عادل
بر اين اساس , كه نظام ولايت مدارى نظام حق مدارى است , يعنى نظامى است كه ولى او حق مدار است , حق در محور او مى گردد و او در مدار حق دور مى زند چه اين كه گفته مى شود[ : على مع الحق و الحق مع على ] ( ٤٦ ) يعنى على با حق است و حق با اوست , هر چه را او فرمان دهد حكم خدا است و او خود بر مدار آن حكم خدا دور مى زند , چه اين كه حكم و فتوى مجتهد نيز قانون و حكم الهى است و در تبعيت و اجراى اين قانون و حكم خدا او و ديگران همسان و مساوى موظف و مكلفند
البته مجتهد و اسلام شناس با امام معصوم ( ع ) اين تفاوت را دارد , كه امام معصوم در اثر كشف وشهود حقائق يا تلقى معصومانه از