یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٤ - کرامت نفس، محور اصلی اخلاق اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٤٨٤
نقائص و اعدامند؛ خود را بزرگتر دیدن از کذب که: الکاذب علی شفا مهواة و مهانة و الکذب عجز و از غیبت که: الغیبة جهد العاجز و از غلامی که: لاتکن عبد غیرک و قد جعلک اللَّه حرّاً و از بخل که: الشح فقر و السخاء غنی و از زنا که: ما زنی غیور قط و قدر الرجل علی قدر همته و شجاعته علی قدر مروئته و عفته علی قدر غیرته و ایضاً طمع جایز نیست به خاطر اینکه ازری نفسه من استشعر الطمع و همچنین سؤال حرام است برخلاف اخلاق صوفیانه، و از مهانت و پستی و حلّاف بودن که:
و لاتطع کل حلّاف مهین. همّاز مشّاء بنمیم. منّاع للخیر معتد اثیم. عتلّ بعد ذلک زنیم [١] و همچنین از گدایی و سؤال: لیکن طلبک للمعیشة ... ترفع نفسک عن منزلة الواهن الضعیف (ص ٨٦١١٧) [٢] ٦. اخلاق صوفیانه اسلامی در عین اینکه از منابع اسلامی خیلی سرچشمه گرفته، تحت تأثیر اخلاق بودایی هند و اخلاق کلبی یونان و اخلاق مانوی ایران واقع شده و در نفی «خود» افراط کرده است.
داستان ابراهیم ادهم [٨٦١٢٨] و شعر سعدی:
من آن مورم که در پایم بمالند نه زنبورم که از نیشم بنالند
... و همچنین داستان «دَعا انسان بعض مشاهیر الصوفیة» [٨٦١٣٢] و همچنین سخن جنید: «لایکون العارف عارفاً حتی یکون کالارض یطائه البر و الفاجر» و لهذا روش ملامتی در تصوف پیدا شد.
٧. اقبال پاکستانی فلسفهای دارد به نام فلسفه خودی که تا حدود زیادی با فلسفه کرامت اخلاقی ما تطبیق میکند.
٨. عطف به نمره ٢، کرامت نفس به معنای خود را محترم شمردن است. این محترم شمردن با عجب و تکبر و خودخواهی فرق میکند، براساسِ خود را به یاد داشتن است و [اینکه] خود را فراموش کردن مذموم است: قل ان الخاسرین الذین خسروا انفسهم.
در وصیت به امام حسن است:
[١] عتلّ الاکول المنوع، زنیم المنتسب الی القوم و لیس منهم (طفیلی)- مفردات راغب[٢] [یعنی دفتر ٨٦، صفحه ١١٧]