یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٤ - قابلیت و استعداد، عشق فاعل و قابل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٤٢٤
یکی از سخنرانیهای «اصل عدالت در اسلام» (سخنرانیهای شبهای احیاء رمضان ٨١)- گفتیم، به آباء سبعه و امهات اربعه و موالید ثلثه تعبیر کردهاند، یعنی درست همان عشق و انجذابی که بین جنس نر و جنس ماده هست بین تمام قوای فعاله و مواد قابله هست. به قول عرفا اصل عشق در عالم حکمفرماست. همان طوری که فی المثل ابر به دنبال زمینی میگردد که بر وی ببارد، زمین نیز خود را مانند عروس آماده رسیدن ابر میکند و هکذا.
در میان ارواح هم نظیر همین حالت هست، بعضی حالت ذکوریت و فاعلیت و آمریت و متبوعیت و مرادیت دارند و بعضی استعداد انوثیت و پذیرش و قابلیت و تابعیت و مأموریت و مریدیت دارند. همان طوری که روح نر به دنبال زمین مستعد است که فکر خود را ابراز و اظهار کند، فکر ماده و روح ماده همان اندازه بلکه بیشتر پی جوی فکر نر است که مرید و مجذوب و تابع و شیفته او شود و از او تلقیح شود و باردار گردد و بزاید. اصل مرید و مرادی و تابع و متبوعی در میان اقطاب و مریدان و معلمان و شاگردان و فرماندهان و فرمانبرداران، روی همین اصل است.
صدرالمتألهین اصل شوق هیولی به صورت را تأیید میکند، پس از آنکه شیخ در آن تردید کرده است. شوق هیولی به صورت شبیه شوق هیولی به فاعل صورت است، زیرا صورت شریکة العلة و شریکة الفاعل است. شیخ هیولی را تشبیه میکند به زنی که مبتلا به حکه است. این جهت، خود میرساند این مطلب را که ماده مطلقاً در پی نر و قابل در جستجوی فاعل است.
اینکه میگویند اگر کسی خر شد دنبال کسی است که او را سوار شود، حکمتی دارد در جهان. مولوی میگوید (ص ٥١٩، س ٣، مجلد ٥):