یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٢ - تفکر از نظر اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٤١٢
مایه فکری بخواهد پرهیز میکنند، همیشه میخواهند که سطح سخن پایین باشد و حاضر نیستند سطح فکر خود را بالا ببرند [١] داستان ابوثمام شاعر عرب که به او گفتند: لم لاتقول ما یفهم؟ و او جواب داد: لم لاتفهمون ما یقال [٢]؟ مردم ما مثل این است که عقل و هوش خود را فقط برای کارهای مادی و کار و کسب میخواهند و وقتی که وارد این محافل میشوند عقل و هوش خود را دم در میگذارند.
٤. تفکر غیر از تخیل است. تخیل مظهر آرزوهای مکتوم و برآورده نشده است.
٥. در قرآن ظاهراً فقط در چهار آیه است که لحن شدید و دشنام آمیز دارد. دوتای از این چهار آیه درباره عالمان بیعمل [است] که وظیفهشان ارشاد و هدایت و عمل است، برخلاف رفتار میکنند و دو آیه دیگر مربوط است به مردم عوام که گناهشان فکر نکردن و تعقل نکردن است. دو آیه اول:
الف. مثل الذین حمّلوا التوریة ثم لم یحملوها ...
ب. واتل علیهم نبأ الذی اتیناه ایاتنا فانسلخ منها فاتبعه الشیطان فکان من الغاوین. و لو شئنا لرفعناه بها ولکنه اخلد الی الارض و اتبع هویه فمثله کمثل الکلب ان تحمل علیه یلهث او تترکه یلهث ...
[١] در اینجا داستان آن پسر به یاد میآید که گریه کنان پیش مادرش رفت و گفت:
مردی مرا فحش داد و گفت فلان من به ناف مادرت، و مادر گفت: بچه جان! گریه نکن، مصلحین خیراندیش خواهند آمد و چهار انگشت بالا یا پایین، این قضیه را اصلاح خواهند کرد.
[٢] مردم غالباً از گویندگانی که سطح گفتارشان بالا باشد تقاضا میکنند که سخن خود را پایین بیاور. مثل این است که کسی که توی چاه است از کسی که بر سر چاه است تقاضا کند تو پایین بیا. هدف رسیدن به هم نیست، هدف بالا آمدن است. اگر هدف رسیدن به هم بود چه فرق میکرد، اما هدف بالا آمدن است مگر اینکه پایین آمدن مقدمه بالا آمدن باشد. نحن معاشر الانبیاء امرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم.