یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٧ - فرهنگ اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٤٠٧
خیر، چهار فرق در کار است. اولین فرق این است که علم به هر شعبه از اطلاعات بشر گفته میشود مثلًا علم حساب، هندسه، فیزیک، شیمی، نحو، صرف، تفسیر، فقه، اصول و غیره، ولی فرهنگ یک مجموعه است که شامل علوم، فلسفهها، ذوقیات، هنر، صنعت و غیره میشود. ثانیاً فرهنگ به صورت یک پیکر است نه یک مجموعه متفرقه. مجموعه متفرقه آنگاه به صورت یک فرهنگ در میآید که روح واحد بر آن حکمفرما باشد. ثالثاً فرهنگ به همین دلیل برای همه مردم علی السویه نیست، اختصاص به مردمی دارد که روح آن فرهنگ را داشته باشند. رابعاً علم وصف شیء به حال نفس است و فرهنگ وصف شیء به حال موصوفها یعنی انسانها.
١. معنی فرهنگ، وحدت و پیوستگی آن و روح آن، حیات تازه و خون تازه ٢. اصالت فرهنگ اسلامی، خون تازه، حیات تازه ٣. تشبیه به پدر یک خانواده و مدیر یک جامعه که حتی افراد مخالف او نیز بهره میبرند و مثالی برای بشار بن برد و فردوسی ٤. تداوم و تسلسل بینظیر آن ٥. ثقافت و [] [١] آن در فقها، حکما، عرفا و حتی شعرا ٦. کتابها و کتابخانهها ٧. بخشها و شعبهها، اندلس، مصر، بغداد یا اروپا، آفریقا، آسیا ٨. حق این تمدن و تأثیرش در تمدن جدید ٩. کتابهای خوب در این زمینه: کارنامه اسلام، علم و تمدن در اسلام، ضحی الاسلام، حضارة الاسلام فی القرن الرابع، شمس العرب تطلع علی الغرب، گوستاو لوبون، جرجی زیدان ١٠. فعالیتهایی که علیه اصالت این فرهنگ میشود:
الف. کتاب در صد سال اول نبود.
[١] [خوانده نشد.]