یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠١ - یادداشت عدل الهی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٣٠١
و مفاسد نفس الامری و قاعده «کل ماحکم به العقل حکم به الشرع» از مسلّمات شیعه شد.
١٥. در دفتر ٩٣، صفحه ٦٧ از ضحی الاسلام (ج ٢، ص ١٣٥) نقل کردهایم که متکلمین اهل حدیث را به حمل تناقضات و اکاذیب رمی میکردند و آنها به نحو دیگر اینها را متهم میکردند. ابن قتیبه کتاب تأویل مختلف الحدیث را برای رفع شناعت متکلمین نوشت.
١٦. رجوع شود به تفسیر رازی، اوایل اعراف: ان الحشویة ینکرون النظر العقلی ...
١٧. از ضحی الاسلام (ج ٢، ص ١٥٦ و ١٥٧) که استحسان را رعایت مقتضای عدالت و استصلاح را تقدیم مصلحت اقوی معنی میکند، استنباط میشود که ریشه بحث عدل را در افکار فقها باید به دست آورد، البته فقهای اهل رأی نه فقهای اهل حدیث.
١٨. اینکه صاحب الملل و النحل شیعه را دو قسم میکند:
اخباری و معتزلی، مجتهدین و اصولیین را معتزلی مینامد، مؤید این است که رابطه عمیقی بوده میان روش اجتهاد در فقه و روش عدل در کلام- ر. ک: دفتر ٩٣، ص ١٢٥ و ١٢٦ ١٩. ضحی الاسلام (جلد ٢، صفحات ١٥١- ١٧٦):
تشریع و قانون در اواخر عهد اموی شکل گرفت: شکل رأی و شکل حدیث، و البته در عهد عباسی نضج یافت. (ص ١٥١) تفاوت محیط حجاز و عراق در بساطت و ترکب، مؤثر بود در گرایش حجازیون به حدیث و گرایش عراقیون به رأی. (ص ١٥٣) تعریف رأی: تمسک به روح قانون در اثر شمّ الفقاهه (ص ١٥٣).
کسی که شمّ الفقاهه ندارد و تمرین ندارد حق رأی ندارد. (ص ١٥٤) رابطه مسئله حسن و قبح عقلی و مسئله رأی (ص ١٥٤) ادله منکرین حسن و قبح عقلی (ص ١٥٥) استحسان و استصلاح و رابطه آنها با عدالت (ص ١٥٦) منشأ اختلاف اجتهادها (ص ١٥٨ و ١٥٩، ایضاً ص ١٦٦) تفاوت روش اهل حدیث (اهل مدینه) که در نهایت امر توقف