یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧ - یادداشت عبادت ( ماهیت عبادت )
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ١٥٧
آدم، از حیوان، از مسلک، از پرچم، از وطن، از آب و خاک، از زبان، از هرچه شده است این حاجت به تقدیس و احترام را ارضاء میکند.
ایستادن سران کمونیست در مقابل پرچم کمونیستی به علامت احترام، انجام وظیفه تکوینی عبادت است.
اگر انبیا نبودند مردم بت پرست بودند نه اینکه هیچ چیز را نمیپرستیدند.
انبیا پرستش را نیاوردند:
اگر انبیا نبودند همه مردم بت پرست بودند، نه اینکه هیچ چیزی را نمیپرستیدند، چرا؟ چون فطرت عبودیت بود ولی راهنما که او را به اصل کمال و جمال هدایت کند نبود، خود را در مظاهر سرگردان معطل میکرد.
بحث دیگر در آثار و فواید عبادت است از لحاظ روحی و اخلاقی و اجتماعی.
٢. در قسمت اول باید بگوییم حقیقت پرستش و عبودیت [١] عبارت است از تعظیم و تقدیس و خضوع و خشوع احترام آمیز و تحسین آمیز و مقرون به ثنا و تذلّل و تخشّع عابد در مقابل معبود، و این بستگی دارد با توحید ذاتی و فطری بودن آن که در ورقههای اقسام توحید آن را گفتهایم، رجوع شود.
لذت و بهجت عبادت:
٣. اگر عبادت از قبیل تواضع اجباری در مقابل زورمندان باشد، خود به خود بهجت و شکفتگی روحی ندارد [٢]، فی حدذاته مطلوب نیست، وسیله است برای جلب مطامع و دفع خطرات و لهذا عبادة العبید عبادت واقعی نیست.
٤. کلمه «ذوق» در اصطلاح عرفا و بعضی حکما مثل بوعلی در اواخر اشارات به اعتبار فطری بودن سیر و سلوک است.
[١] پرستش عبارت است از تعظیم و تقدیس نهایی یک انسان در مقابل چیز دیگر که او را برتر و شایسته خدمت و خود را نسبت به او شایسته خدمتگزاری میداند، به طوری که کمال خود را در خدمت به او و تفانی در راه او میداند، خود را برای او فدا کردن [را] کمال میداند. جمله مولی: بل وجدتک اهلًا للعبادة زبان این احساس داخلی است. مقصود از تقدیس نهایی یعنی تنزیه کردن ذاتی که او حقیقت مطلق و موجود مطلق و کمال مطلق و جمیل مطلق است و در مقابل او همه چیز لاشیء است و این همان معنایی است که گفتیم ریشه تقدیس و تنزیه، توحید ذاتی است.[٢] ولی همانطور که الکسیس کارل در کتاب نیایش میگوید: اساس دعا فقر و عشق است. در اسلام دعا انس و مجالست با حق است.