یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥ - مطالب مربوط به شک و سؤال
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٦٥
مانند سیمهای تلفن [است] که هریک نمره را میگیری نمره دیگر جواب میدهد و مثل این است که یک کلافهای رشته هایش قاطی شود.
ب. پیغمبران حقایق را چون برای عموم میگفتهاند غالباً به صورت امثال بیان میکردهاند (نحن معاشر الانبیاء امرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم) و از همین جهت از طرف عامه مردم مواجه با سؤالات کودکانه و بیجا میشدهاند، برخلاف حکما و فلاسفه که فقط با افراد پخته که زبان آنها را میفهمیدهاند مواجه بودهاند.
ج. دین را از پایه یاد نگرفتن، از شاخه به شاخه یا تنه رفتن نه از تنه و ریشه به شاخه رفتن، سبب پیدایش شک و شبهه میشود؛ مثل اینکه اول شخص معتقداتی راجع به پیامبران و امامان پیدا میکند و آنها به صورت اصلی در ذهن او پیدا میشود که پیامبر و امام باید چنین و چنان باشد، بعد در قرآن یا تاریخ خلاف آن را میبیند و قهراً شک میکند.
د. دین را در سطح مسائل محسوس و مادی قرار دادن و انتظار اینکه به حقایق دینی از راه ریاضی و یا تجربی نایل شود.
ه. عدم توجه به اینکه [دین] قبل از آنکه شکل یک فرضیه علمی را داشته باشد، یک آزمایش عملی است. باید در جریان عمل، صحت و صدق دین را دریافت. لهذا افرادی که کمتر عمل میکنند بیشتر شک میکنند و بیشتر سؤال میکنند. بهطور کلی استقامت و انحراف اخلاق در یقین و شک مؤثر است.
٦. سؤالات بیجا. بعضی به جای اینکه فکر کنند و به جای اینکه تحقیق کنند و به جای اینکه عمل کنند، سؤال میکنند.
همان طوری که امتناع از سؤال به علت تکبر و ترس از تحقیر و یا به علت تنبلی و لَختی بد است، سؤال زیاد یعنی اینکه انسان سؤال را جانشین فکر و عمل و همه چیز بکند نیز بد است.
٧. فلاسفه بهطور کلی بر دو دستهاند: جزمیون، شکاکان.
بزرگترین علت گرایش به شک و سلب اطمینان از علم و یقین