یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٢ - کرامت نفس، محور اصلی اخلاق اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٥٠٢
بیگانه شدن از خود یعنی آزادی را به هر شکل از دست دادن.
علیهذا این فرضیه چهارمی است در مقابل سه فرضی که در صفحه پیش گفتیم. علیهذا [بنا بر این فرضیه] انسان دارای دو خود است ولی خود اصیلش، خود نداشتن یعنی آزادی از قید هر فطرت و هر ماهیت و هر سرشتی است. ما جواب این را در مقالات «سیری در نهج البلاغه» دادهایم. بعلاوه در این مکتب فقط ارزشهایی که به آزادی منتهی میشود یا از آزادی نتیجه میشود قابل توجه است (مثلًا به عقیده آنها مسئولیت) ولی ارزشهایی از قبیل ایثار، وفای به عهد و غیره قابل توجه نیست.
نظریه «ما و من» را بحث کلی طبیعی رد کرده است و نیازی به طرح جدید در اینجا نیست. نظریه پنجمی هم هست و آن اینکه اخلاق، طبیعی هر انسان است به شرط آنکه بر حالت طبیعی یعنی اشتراک باقی باشد. اخلاق عالی یعنی اخلاق طبیعی. مادر همه گناهان و فسادها اختصاص و مالکیت است. پس خودِ باطل و پوچ انسان، خودِ ناشی از مالکیت است. مرزها را، فردیتها را مالکیت میسازد. مالکیت را از میان ببرید، انسان خود واقعی خود را باز خواهد یافت و اخلاق عالی جایگزین خواهد شد.
اینکه خودت را بشناس، حقیقتی است که همه بزرگان جهان گفتهاند. خودت را، شخصیت واقعی خود را گم نکن نیز چنین است حتی در مکاتب مادی. اساساً اخلاق یعنی حس اخلاقی و ارزشهای اخلاقی همیشه یک دروازهای بوده به سوی خداشناسی.
ایضاً مسئلهای به نام مسخ فکری و روحی در مورد انسان مطرح است که در غیر انسان مطرح نیست، چرا؟
ارزش عبادات از نظر بازیافتن خود