یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٤ - یادداشت کتاب سوزی اسکندریه
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٤٥٤
در قدیم چون تقسیم کار صورت نگرفته بود، بزرگانی اشتباه میکردند. یکی از اشتباهاتی که ناشی از کثرت و تنوع کارها بود این بود که فرصت نمیکردند در یک نقل به منابع دست اول مراجعه کنند، اعتماد میکردند به مدارک و مراجعی که در اختیار داشتند [١] وای بسا که اشتباهی و خطایی عمدی یا سهوی رخ داده بود و بعد دیگری از او نقل میکرد و دهان به دهان میگشت و یکی از مشهورات میشد.
لهذا چقدر احادیث موضوعه و محرّفه پیدا شده است و چقدر جملههایی که از یک عالم بوده به صورت یک حدیث درآمده است الی ما شاء اللَّه.
اخیراً یکی از علمای معاصر و محقق ما به نام علامه حاج شیخ محمد تقی شوشتری که در قید حیاتند و نوه مرحوم حاج شیخ جعفر شوشتری [٢] (اعلی اللَّه مقامه) است کتابی تألیف کرده است. نام این کتاب الاخبار الدخیله است که هم اخبار و ادعیه موضوعه را نقد کرده و هم اخبار و ادعیه محرّفه را. در این کتاب، اخباری نقد میشود و با دلایل، بطلان آنها روشن میشود که مثلًا صدوق با سند نقل کرده و مجلسی هم تأیید و دفاع کرده است، مثل حدیث معروف سعدبن عبداللَّه اشعری قمی که متضمن این است که ایمان شیخین نه از روی ترس بوده و نه از روی حقیقت بلکه به خاطر طمع بوده است.
اکنون که این مطالب دانسته شد، میگوییم که داستان کتاب سوزی اسکندریه نه سند درست دارد و نه قرائن به صحتش دلالت میکند، بلکه قرائن قطعی برخلافش است.
اما اینکه سند درست ندارد، زیرا این از حوادث صدر اسلام و حوادث حدود سال ١٧ یا ١٨ هجری است. این حوادث را مورخین اسلامی و غیر اسلامی (مخصوصاً حوادث مصر را) نقل کردهاند.
مورخین صدر اول هیچ کدام نقل نکردهاند. این کتابها در قرن دوم و
[١] داستان حدیث: ان صلحت امتی فلها یوم و ان فسدت فلها نصف یوم.[٢] الشیخ محمدتقی، ابن الشیخ محمد کاظم، ابن الشیخ محمدعلی، ابن الشیخ جعفر التستری