یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٤ - فریضه علم
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٣٥٤
شدهاند و هر فریقی آن را بر علم خودش منطبق کرده. متکلمین گفتهاند که مقصود علم کلام است و فقها گفتهاند علم فقه است (اجتهاداً یا تقلیداً). مفسرین و محدثین آن را علم تفسیر و علم حدیث دانستهاند و متصوفه گفتهاند علم سیر و سلوک است. ابوطالب مکی گفته است که علم به فرائض خمس است که در حدیث معروف بنی الاسلام علی خمس آمده است ... بعد در صفحه ٤٧ علومی را که فرض کفایی است ذکر میکند. خود غزالی علومی را که واجب عینی هستند تقریباً با آنچه فقها و اخلاقیون میگویند یکی میداند.
اینها همگی درست گفتهاند و در عین حال همه خطا کردهاند.
بیان غزالی از این جهت درست است که ملاک وجوب را عروض حاجت میگیرد، گو اینکه در تشخیص حاجت کاملًا درست فکر نکرده است. اگر ملاک را حاجت بگیریم باید بگوییم که امروز حاجتهایی پیدا شده که در قدیم نبوده. اما اینکه در حاجت اشتباه کرده از آن جهت است که فکر نکرده مقداری از طب و مقداری شناختن دواها برای همه مردم در همه زمانها واجب است. من خودم سراغ دارم بچهای را که به حوض افتاد و بعد [از] اینکه بچه بینفس از حوض خارج شد بعد از یکی دوساعت دفن کردند ولی بعد گفتند اگر میتوانستند تنفس مصنوعی بدهند بچه تلف نمیشد و حتی گفته شد بچه هنوز نمرده بود که دفن شد. این گونه امور را نباید به عهده طبیب واگذاشت. شکیات را چرا واجب است انسان بداند؟ چون در معرض شکوک است. چرا صرف و نحو واجب است؟ چون مورد حاجت فقها و مفسرین و محدثین است. در زمان ما حاجتها خیلی فرق کرده است و قهراً علمهای واجب هم توسعه پیدا کرده است. پس واقعاً تکلیف جدیدی متوجه مسلمین شده که در سابق نبود ولی در عین حال تشریعی صورت نگرفته است.
٢١. در توضیح قسمت بالا باید گفت که علم چراغ است و به تعبیر خود قرآن شبیه نور است و بلکه عین نور است. در سوره زمر، آیه ٩ میفرماید: