یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٥ - علم - تعریف، حدود، فرق علم و فلسفه و دین
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٣٢٥
عنوان فرضیه علمی پذیرفته بودیم خطاست.
فرق علم و دین تغییرپذیری علم، ر. ک:
لذات فلسفه، ص ٤٥١:
علم همیشه به بنیادهای خودش شک میکند و پیشروندگی علم هم از همین جاست ... تفاوت روحیه علمی و روحیه دینی هم در همین است که روحیه دینی گزارههایی را به عنوان «اصل» میپذیرد، یعنی امکان خطا بودن آنها را تصدیق نمیکند اما در علم به گفته آن فیلسوف: هیچ چیز جاودانه، تغییرناپذیر و مقدس نیست [١] علم ضمناً از دو سو به ندانستن میرسد، یعنی علم در حقیقت دانستههای ماست میان دو ندانستن: علم نه میداند جهان از کجا آمده و نه میداند که جهان به کجا میرود. پوزیتیویستهای منطقی و بیش از آنها کانت به ما نشان دادهاند که این پرسشها:
جهان از کجا آمده و به کجا میرود؟ اصلًا از نوع پرسشهای علمی نیستند [٢] ... درباره آغاز جهان، نظریه پذیرفته در فیزیک امروز نظریه «جهان گسترش یابنده» است ... بنا بر این نظریه، حجم ماده در آغاز بسیار فشرده بوده و این حجم فشرده از تعادل اتمی برخوردار بوده. ناگهان این تعادل بهم خورد و ماده آغازین منفجر شد و شروع کرد به گسترش یافتن.
از گسترش ماده منفجرشده آغازین، کهکشانها پدید آمدند. از گسترش کهکشانها خورشیدها و از خورشیدها زمینها و از زمینها ماهها،
[١]. تضاد مارکسیسم با خودش به همین دلیل ایدئولوژی علمی مبنی بر جهان بینی علمی غلط است، زیرا ایدئولوژی ایمان میطلبد. ایمان بر پایه جزم و بر پایه تقدس اصول ایمانی برقرار است. یکی از تضادهای اساسی مارکسیسم- همچنان که انورخامهای در مقالهای تحت عنوان «تجدیدنظرطلبی از مارکس تا مائو» کیهان ... گفته- در همین جاست که از طرفی چون میگویند علمی است ناچار باید تجدیدنظرپذیر باشد و از طرف دیگر چون میخواهند آن را به صورت یک ایمان در بیاورند ناچارند آنها را به صورت جزمی بپذیرند و قداست بدهند.[٢] علمی نبودن به دو معناست: یکی به معنی بیمعنی بودن، مثل پرسش از اینکه آغاز عالم در شب بود یا در روز؟ که در اینجا نقص در ناحیه پرسش است. دیگر به معنی ناتوانی علم برای پاسخگویی به یک پرسش با معنی، و در اینجا معنی دوم صحیح است.