ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٩٤ - فتحى حكيم، على بن محمد
بجدّ و پدر باشد كه در فهرست خود در جايى بعنوان محمد بن احمدش نوشته و روضة الواعظين را تأليف او دانسته است و در جائى ديگر از آن كتاب، بعنوان محمد بن علىاش نوشته و تفسير را بدو نسبت داده غافل از آنكه اين هردو يك نفر بوده و مؤلف هردو كتاب است.
در مستطرفات بروجردى از بحار و وسائل نقل كرده كه مؤلف آن دو كتاب يك شخص بوده و لكن نامش على بن احمد است. (ص ٥٩١ ت و ٢٠٨ هب و ٤٩٢ مس و غيره)
فتال
محمد بن حسن- همان فتال محمد بن احمد فوق است و رجوع بدانجا نمايند.
فتال
محمد بن على- نيشابورى، چنانچه فوقا ضمن شرح حال فتال محمد بن احمد مذكور داشتيم بعقيده شيخ منتجب الدين- صاحب تفسير و در نهايت درجه ثقه بوده و شيخ منتجب الدين تفسير او را بيك واسطه از خودش روايت مينمايد و او غير از محمد بن احمد مؤلف روضة الواعظين است. لكن موافق تحقيقى كه شد اين هردو، يك شخص بوده و مؤلف آن دو كتاب نيز همان يك شخص است بلكه بفرموده تنقيح المقال محتمل است كه محمد بن على هم دو نفر باشد و در همه اينها رجوع بفتال محمد بن احمد نمايند.
فتح الدين
محمد بن احمد بن عبد اللّه- در باب كنى بعنوان ابن سيد الناس خواهد آمد.
فتحى حكيم، على بن محمد
- از شعراى نامى بلكه از حكماى عهد سلطان بهرام شاه غزنوى بوده و با مختارى غزنوى آتى الترجمة و سنائى سالف الترجمة كه هردو در حدود پانصد و پنجاهم هجرت وفات يافتهاند معاشرت داشته و از اشعار او است:
تابنده بفرمان تو شد چشمه خورشيد |
گردنده بتقدير تو شد گنبد خضرا |
|
تسليم براه عشق جان يافتن است |
معشوق لطيف را نهان يافتن است |
|
اين را گم كن، اگر تو آن ميطلبى |
كاين گم كردن، براى آن يافتن است |
|