ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٩٦ - عبده
كه مجدّد مذهب در سر قرن پنجم ابو حامد غزالى از فقها، قلانسى از قراء، عبدرى از محدّثين بودهاند و زمان وفاتش بدست نيامد. (ص ٣٨٦ ت)
عبدرى على بن سعيد بن عبد الرحمن
- بن محرز بن ابى عثمان مكنّى به ابو الحسن و بجهت انتساب بقبيله بنى عبد الدار به ابو الحسن عبدرى معروف، از اكابر علماى شافعيّه بوده و در اختلافات علما خبرتى بسزا داشت، كتاب مختصر الكفاية در خلافيات علما از او است. روز شنبه شانزدهم جمادى الاخره چهارصد و نود و سيم هجرت در بغداد درگذشت. (ص ٢١٨ ج ٣ طبقات الشافعية)
عبدرى محمد بن محمد بن محمد
- در باب كنى بعنوان ابن الحاج خواهد آمد.
عبد الصاحب
حاج ملا محمد- نراقى بهمين عنوان نراقى خواهد آمد.
عبد صالح
در اخبار دينيّه و اصطلاح حديث و درايه، كنايه از وجود مقدّس حضرت امام موسى بن جعفر عليهما السلام است.
عبدكى
لقب رجالى محمد بن على بن عبدك بوده و موكول بدان علم است.
عبدوى
لقب رجالى حسين بن عبيد اللّه و موكول بدان علم است.
عبده
شيخ محمد بن عبده بن حسن خير اللّه- مصرى، مفتى ديار مصر، معروف بعبده، پدرش از اهل فلاحت بوده و بهمين جهت تمامى اولاد خود را بحرفت خود برگماشت مگر همين صاحب ترجمه كه از فرط ذكاوتى كه در او احساس نمود فقاهتش را تصميم داد. نخست سه سال بجامع احمدى طنطا پس دو سال هم بجامع ازهرش فرستاد. پس از آنكه سيد جمال الدين افغانى سالف الترجمة، در سال هزار و دويست و هشتاد و شش يا هشت هجرى قمرى وارد مصر شد و در ازهر، متصدى تدريس منطق و كلام و حكمت و فلسفه گرديد، عبده نيز در سلك تلامذه او منسلك و با جمعى از نوابغ مصر داخل حوزه او گرديده و همهشان گوى سبقت از ديگران ربودند و روحيّات آن استاد معظّم، تأثير عجيبى در ايشان كرد و بانشا و نشر مقالات دينيّه و حكميّه و ادبيّه پرداختند، بالخصوص عبده كه بيشتر از همه موافق طبع استاد و بملازمت