ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٢ - طبرسى
منسوب بطبرستان (معرّب تبرستان، نام ديگر بلاد مازندران) ميباشد و نور و آمل و سارى هم از بلاد مشهوره آن است. تبرستان از دو لفظ تبر (بمعنى آلت معروف) و ستان (بمعنى كثرت) يا استان (بمعنى ناحيه) مركب و بجهت كثرت احتياجى كه مردم آن نواحى بهمين آلت دارند بدين اسم اختصاص يافته است.
گاه است كه در مقام نسبت بطبرستان، حرف ياى نسبت را موافق قاعده معمولى بلفظ طبر كه جزو اوّل آن است الحاق كرده و طبرى گويند، چنانچه در نسبت بطبريّه شام طبرانى گويند و در فوق بهمين عنوان مذكور شد گاهى طبرى هم گويند بلكه بنوشته اعيان الشيعة اغلب در نسبت بطبرستان طبرى و در نسبت بطبريّه فلسطين طبرانى گفتن است برخلاف قياس (در ثانى) كه از همديگر امتياز يابند، چنانچه در مقام نسبت بصنعا و بحرين و بهراء، صنعانى و بهرانى گويند. بعد از اين جمله گويد: اينكه بعضى گفتهاند در نسبت بطبرستان لفظ طبرى سسموع نشده دور از صحت ميباشد بلكه طبرى گفتن بيشتر از طبرسى گفتن است كه اگر عكس آن را مىگفتند بهتر ميبود، زيرا در رياض العلما از صاحب تاريخ قم (كه معاصر ابن العميد بوده) نقل كرده است كه طبرس ناحيهايست معروف در حوالى قم، بمزارع و ديهات بسيارى مشتمل و طبرسى صاحب احتجاج و ديگر علما كه معروف بطبرسى هستند بهمين طبرس قم نسبت دارند. گاهى بصحت اين مطلب با كلمات شهيد ثانى استشهاد ميشود كه در حواشى ارشاد علّامه بعضى از اقوال را بعلى بن حمزه طبرسى قمى نسبت ميدهد و در روضات نيز در شرح حال على بن حمزة بن حسن طوسى گويد كه بزعم بعضى اين على بن حمزه همان است كه فتاواى او در كتب فقهيّه متأخّرين و حاشيه ارشاد شهيد ثانى منقول و خودش هم طوسى نبوده بلكه طبرسى ميباشد و اين طبرس، كه على بن حمزه بدان نسبت دارد، طبرس قم است و آن معرّب تفريش بوده كه ناحيهايست در نزديكى قم و جمعى از علما از آنجا برخاستهاند. بعد از اين جمله گويد بلكه ظنّ مىرود كه مطلق طبرسى (نهتنها على بن حمزه) بهمين طبرس قم كه معرّب تفريش است منسوب ميباشد نه طبرس مازندران و كلام مذكور صاحب تاريخ قم را نيز شاهد قضيه قرار