ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٠٦ - قاضى الجن
ميداد تا آنكه از پرداخت آن مال مقرّرى تخلّف ورزيد، قاضى نيز بهمين جهت حمله متهورانه نموده و در سال هفتصد و نود و چهارم هجرت مقتول و تمامى متصرفات او بدون جنگ و محاربه به يلديريم بايزيد خان چهارمين سلطان عثمانى (٧٩١- ٨٠٤- ذصا- ضد) مسلم گرديد. (ص ١٠٣ ج ٢ فع و غيره)
قاضى بسعادتك
محمد بن عبد الملك- در باب كنى ضمن ترجمه ابن العديم احمد بن يحيى خواهد آمد.
قاضى بيضاوى
عبد اللّه- بن عمر صاحب تفسير بعنوان بيضاوى نگارش يافته است.
قاضى بيضاوى
عمر- بن فخر الدين محمد از افاضل روزگار و مشاهير ديار، كنيهاش ابو القاسم بود، در فارس قضاوت داشت، در سال ششصد و هفتاد و دويم هجرت درگذشت و آن غير از قاضى بيضاوى مشهور فوق است.
(ص ٣٣٨ عم)
قاضى جعابى
محمد بن عمر بن محمد- در باب كنى بعنوان ابن الجعابى خواهد آمد.
قاضى شيخ جعفر بن عبد اللّه
- بعنوان حويزى نگارش يافته است.
قاضى جعفر بن محمد
- در باب كنى بعنوان ابو معشر بلخى خواهد آمد.
قاضى الجماعة
احمد بن عبد الرحمن- در باب كنى بعنوان ابن مضا خواهد آمد.
قاضى الجن
محمد بن عبد اللّه- بن علاثة بن علقمة بن مالك كلابى حرانى عقيلى، مكنّى به ابو اليسير از اهل حران بود، در زمان مهدى عباسى (١٥٨- ١٦٩ ه ق) بقضاوت سمت شرقى بغداد منصوب شد، از اوزاعى و نظائر وى روايت كرده و عبد اللّه بن مبارك نيز از وى روايت ميكند.
پس از تصدى امر قضاوت سفيان ثورى كه از اصدقاى وى بوده از او اعراض كرده و اذن ملاقاتش نيز نميداد تا آنكه روزى بعد از اصرار تمام بتوسط عمّار بن محمد خواهرزاده سفيان پيش او رفت، لكن سفيان نخست توجهى بدو نكرد و عاقبت بدو گفت يا ابن علاثة