ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٥٠ - غلام سرور
غلام ثعلب
محمد بن عبد الواحد- بعنوان مطرز خواهد آمد.
غلام خليل
احمد بن محمد بن غالب- بصرىّ البلدة، باهلىّ القبيلة، ابو عبد اللّه الكنية، غلام خليل الشّهرة، از محدّثين عامّه ميباشد كه بسيار فصيح و در لسان بعضى از اهل فنّ ممدوح ولى در كلمات اكثر ايشان با عبارات مختلفه ضعيف الحديث و مقطوع الكذب و دجّال بغداد مقدوح بوده و در سال دويست و هفتاد و پنجم هجرت مرده و ببصرهاش نقل دادند.
(ص ٧٨ ج ٥ تاريخ بغداد)
غلام الخليل الآملى
لقب رجالى احمد بن محمد ميباشد چنانچه در تنقيح المقال گفته است:
غلام زحل
عبد اللّه بن حسن- مكنّى به ابو القاسم، از افاضل علماى حساب و نجوم قرن چهارم هجرت ميباشد و از تأليفات او است:
١- احكام النجوم ٢- الاختيارات ٣- الاصول المجردة ٤- التيسيرات ٥- الشعاعات.
وى در بيستم محرّم سيصد و هفتاد و ششم هجرت درگذشت. (ص ١٥١ خع)
غلام سرور
صاحب لاهورى مفتى ابن مفتى غلام محمد ابن مفتى رحيم اللّه قريشى اسدى هاشمى، از دانشمندان اواخر
*- رجال ابو عمر و محمد بن عمر بن عبد العزيز كشى است. در مقباس الهداية نيز گويد غلام در اصطلاح رجال و درايه، دلالت بهيچ كدام از مدح و ذم نداشته و مراد از غلام فلان، تلميذ او و متأدب بآداب او است كه در شرح حال اكثر، بهمين معنى تصريح كردهاند چنانچه در بكر بن محمد بن حبيب مازنى گويند كه از غلامان اسمعيل بن ميثم است زيرا كه از وى تأدب كرده و در كشى گويند كه از غلامان عياشى است زيرا كه مصاحب وى بوده و از وى اخذ مراتب نموده و نظائر آن بسيار و در اغلب موارد از كتب رجاليه لفظ غلام بمعنى تلميذ و متأدب بآداب شخصى استعمال يافته بلكه بعضى گويد كه در كتب رجاليه در غير معنى تلميذ اصلا استعمال نشده است.
بالجملة پر واضح است كه اين معنى تلميذ، در صورتى است كه لفظ غلام اضافه بعلم شخصى ديگر باشد مثل غلام فلان و اما در صورت عدم اضافه، لازم است كه بهمان معنى لغوى (پسر جديد البلوغ) حمل شده و يا بقرينه مقام، معنى عبد مملوك را اراده نمايند بارى بعضى از موصوفين بهمين وصف غلام را تذكر ميدهد.