ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٧٠ - فارسى سلمان فارسى
فارسى سلمان فارسى-
صحابى نامى تاريخى حضرت رسالتمآبى ص ميباشد، در اصل از مردم شيراز يا اهواز يا شوشتر يا رامهرمز و يا قريه تاجى نام از اصفهان، نامش پيش از اسلام روزبه بن وخشودان يا ماهويه يا بهبود بن بدخشان، از اولاد منوچهر پيشدادى از ملوك ايران، وصىّ وصىّ حضرت عيسى بود. بجز خداوند يگانه بچيزى ديگر سجده نكرد، قبله دينى او سمت مشرق بود، رو بمشرق نماز ميخوانده و در قلب خود سجده بمعبود حقيقى مينمود لكن پدر و مادرش تصور ميكردند كه او نيز مثل ايشان سجده بآفتاب مينمايد. روزبه همواره منتظر ظهور نور حضرت پيغمبر آخر الزمان ص بود، براى طلب آن حجّت خدا ببلاد بسيارى مسافرتها كرده و جوياى اسرار نبوّت شد، در راه اين مرام مقدّس شكنجه و آزار بسيار ديد تا آنكه مژده ولادت آن حضرت مسموعش شد و مسافرت تهامه را تصميم داد، در اثناى راه اسيرش كردند و بيك نفر يهوديش فروختند، چون يهودى دانست كه او دوستدار محمّد است او را بزنى از قبيله بنى سليم فروخت، آن زن نيز او را در محوطه كه داشته گذاشت تا روزى هفت طايفه كه ابر هم سايبان ايشان بوده از دور نمايان گرديد، سلمان بهمان علامت دانست كه در ميان ايشان پيغمبرى هست تا آنكه همهشان بدان محوطه وارد شدند و ابر نيز با ايشان بود. از خرماهاى خشك و پست و زبون ميخوردند و حضرت رسالت ص فرمود از آنها بخوريد و چيزى از مال ايشان ضايع نكنيد.
روزبه ميگويد من ميدانستم كه پيغمبر صدقه نميخورد و لكن هديه ميخورد اينك براى استكشاف اينكه يكى از ايشان پيغمبر است يا نه يك طبق رطب با اذن آن زن مالكه خودم آورده و بنام صدقه پيش ايشان گذاشتم، حضرت محمّد و علىّ بن ابيطالب و عقيل و حمزة بن عبد المطلب از خوردن آن امساك فرمودند و آن حضرت به زيد بن حارثه امر نمود كه بخورد. سلمان در قلب خود اين را يك علامت گرفت و طبقى ديگر از رطب، باز باذن آن مالكهاش آورده و بنام هديه پيش ايشان گذاشت، آن حضرت بسم اللّه گفته و ايشان نيز بعد از امر آن حضرت تناول فرمودند. روزبه اين را نيز يك