ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٢٥ - عين القضاة محمد بن عبد اللّه بن محمد بن على بن حسن- ميانجى همدانى
٥- زبدة الحقائق كه بنام تمهيدات مذكور شد ٦- سوانح العشاق كه بنوشته بعضى، بنام پير و مرشد خود شيخ احمد غزالى تأليف داده و ظاهر كلام رياض العارفين برعكس اين ميباشد يعنى اين كتاب را غزالى بمحبت عين القضاة تأليف داده و در كشف الظّنون نيز فقط يك كتاب بنام سوانح العشاق ذكر كرده و آن را هم بشيخ احمد غزالى نسبت داده است.
نگارنده گويد: دور نيست كه كتاب سوانح را بغزالى نسبت دادن، مثل نسبت ديوان شمس بشمس است كه قطعا از آثار طبع ملّاى رومى ميباشد كه بنام مرشد خود شمس تبريزى نظمش كرده است ٧- شكوى الغريب عن الاوطان الى علماء البلدان ٨- لوايح ٩- المدخل فى العربية كه در علوم ادبيه بوده و موفق باتمامش نشده است ١٠- نزهة العشاق و نهزة المشتاق كه مجموعه اشعار او ميباشد و از رباعيّات او است:
تا با دل من عشق برآميخته شد |
صد فتنه و آشوب برانگيخته شد |
|
از خنجر آبدار آتشبارت |
تا چشم زدم خون دلم ريخته شد |
|
پر كن قدح باده و جانم بستان |
مستم كن و از هردو جهانم بستان |
|
با كفر در اسلام بدن ناچار است |
خود را بنما از اين و آنم بستان |
|
اى برده دلم بغمزه جان نيز ببر |
بردى دل و دين نام و نشان نيز ببر |
|
گر هيچ اثر نماند از من بجهان |
تأخير روا مدار و آن نيز ببر |
|
آتش زنم و بسوزم اين مذهب و كيش |
عشقت بنهم بجاى مذهب در پيش |
|
مقصود توئى مرا نه جان است و نه مال |
تا كى دارم عشق نهان در دل ريش- كذا |
|
بستردنى است آنچه بنگاشتهايم |
افكندنى است آنچه بفراشتهايم |
|
سودا بده است آنچه پنداشتهايم |
دردا كه بهرزه عمر بگذاشتهايم |
|