ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٦٨ - ظافر عبيدى
باب «ظ» (بانقطه)
ظافر عبيدى
اسمعيل بن عبد المجيد بن محمد بن مستنصر- ملقّب بظافر، مكنّى بابو المنصور، دوازدهمين خليفه فاطمى عبيدى مصرى است كه اساميشان بطور اجمال تحت عنوان فاطميون مذكور خواهد شد.
در پنجم جمادى الاخره سال پانصد و چهل و سوم يا چهارم هجرت (كه روز وفات عبد المجيد حافظ عبيدى است) برحسب وصيّت بخلافت پسرش اسمعيل ظافر (كه كوچكترين پسران حافظ و در آن هنگام در حدود هفده يا هيجده سالگى بوده) بيعت شد، ظافر نيز با نصر، پسر وزيرش عباس، الفت و تونّس بسيارى داشت، بهمين جهت در ميان مردم متهّم و همانا در مجالس و محافل صحبت از نصر و ظافر مىرفت. عباس بجهت دفع تهمت، پسرش نصر را بقتل ظافر بگماشت اينك شب پانزدهم يا سلخ محرّم سال پانصد و چهل و نهم هجرت، نصر، ظافر را بپنهانى بخانه پدر خود دعوت نموده و او را كشت و بلافاصله پدرش را بياگاهانيد، او نيز على الصّباح بقرار روزهاى گذشته، بىاطّلاعانه حاضر قصر خلافت شد و ببهانه شغل مهمّى، مىخواسته است با ظافر ملاقات نمايد، دربانان كه مىخواستند ظافر را از حضور يافتن عباس مطّلع سازند در هيچكدام از خوابگاه و حرمخانه و حجرات قصر سراغى نيافتند. عباس با چند تن از اشخاص موثّق بقصر رفت و خدّا مرا باحضار يوسف و جبرئيل برادران ظافر بگماشت، ايشان نيز بعد از حضور اظهار بىاطّلاعى كرده و گفتند از پسرت نصر استكشاف كن كه او داناتر از ما است، اينك ايشان را متّهم بقتل ظافر نمود و محض دفع تهمت از خود و پسرش هردو را در همان دم بقتل آورد. پس از آن، عيسى ملقّب به فائز و مكنّى بابو القاسم، پسر اسمعيل ظافر را