ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٥٥ - فنارى پير محمد بن على- فنارى
تمامى فضلا از تعيين آن فنون مذكوره درماندند تا چه رسد بحل مسائل آنها و پسرش شاه محمد همين رساله را شرح و اسامى فنون را معيّن و مشكلات مسائل آن را حل كرده است ٢- تفسير الفاتحة كه در استانبول چاپ شده است ٣- حصول البدايع چنانچه احمد رفعت و قاموس الاعلام گفتهاند لكن اشتباه و نام كتاب فصول البدايع ميباشد كه ذيلا مذكور است ٤- شرح ايساغوجى ٥- عويصات الافكار فى اختبار اولى الابصار كه حاوى چند مسئله از فنون عقليه است ٦- فصول البدايع لاصول (فى اصول خل) الشرايع كه در اصول فقه بوده و مشتمل بر تمامى مندرجات مختصر ابن حاجب و محصول رازى و مختصر رازى و چندين كتاب ديگر است و در استانبول چاپ شده و آن را در سى سال تأليف كرده و دو مجلد است ٧- الفوائد الفنارية كه همان شرح ايساغوجى مذكور فوق و در منطق است و ايساغوجى رساله اثير الدين ابهرى است و همين كتاب فوائد با شرح مزجى آنكه احمد بن عبد اللّه شوقى سالف الترجمة نوشته بنام (شوقى على الفنارى) در استانبول چاپ شده است ٨- مصباح الانس بين المعقول و المشهود فى شرح مفتاح غيب الجمع و الوجود كه شرح مفتاح الغيب صدر الدين محمد ابن اسحق قونوى است و فنارى در آخر عمر نابينا شده و در سال هشتصد و سى و چهارم هجرى قمرى در هشتاد و چهار سالگى وفات يافت.
چنانكه اشاره شد پسرش محمد شاه فنارى نيز از اكابر حنفيّه و وحيد عصر خود بود، كتاب انموزج العلوم مذكور فوق كه بتنهائى حاكى از تبحّر و تفنّن و جامعيّت مؤلفش ميباشد بدو منسوب و كتاب تلخيص الفصول و ترصيص الاصول هم كه حاشيه كتاب فصول البدايع پدرش است از او ميباشد، نيز رساله بيست قطعه مذكور فوق پدرش را كه تمامى فضلاى وقت از حلّ مسائل آن بلكه شرح اسامى فنون مندرجه در آن عاجز و درمانده بودند بقرار مذكور فوق شرح كرده و تدريس مدرسه سلطانيّه در بروسه نيز در حال حيات پدرش بدو مفوّض بوده است. وى در سال هشتصد و سى و نهم يا چهلم هجرى قمرى درگذشت.
(كف و ص ٧٤٩ ت و ٢١٣ هب و ٣٤٣٦ ج ٥ س و ١٨٧ فوائد البهية و غيره)
فنارى پير محمد بن على- فنارى
، ملقّب بمحيى الدين، مؤلف كتاب لسان الحكمة در لغت كه از عربى و پارسى ممزوج است و در سال نهصد و پنجاه و هفتم هجرت درگذشت. حاشيه فرائض سراجيه و حاشيه شرح مواقف سيد شريف و حاشيه شرح وقايه نيز از تأليفات او بوده و مدتى هم از طرف سلطان سليم خان