ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١١١ - عجلى اسعد بن محمود
در ايّام مهدى عباسى ببغداد رفت، مابين او و بشّار بن برد مشاعره و مهاجات بسيارى بوده و هردو در دين خود متّهم بودند. عجرد عاقبت بسال يكصد و شصت و يكم يا چهارم يا هشتم هجرى قمرى وفات يافت و يا آنكه در سال يكصد و شصت و پنجم بجهت زندقه او، بدست محمد بن سليمان بن على در خارج كوفه مقتول شد، بعد از آن بشّار نيز بهمان جهت بقتل رسيده و در نزد عجرد مدفون گرديد. ابن خلّكان گويد عجرد (بر وزن جعفر) لقب حماد بن عمر ميباشد و وجه اين لقب آنكه يكنفر اعرابى در كودكى حمّاد، او را ديد كه در روزى بسيار سرما، عريان و برهنه مشغول بازى است پس گفت:
لقد تعجردت يا غلام و متعجرد بمعنى عريان است.
(ص ١٨٢ ج ١ كا و ٣١٣٢ ج ٤ س و ٢٦٢ ت و ١٤٨ ج ٨ تاريخ بغداد)
عجلانى[١]
عجلانى قاسم بن محمد بن رمضان
- بصرى نحوى عجلانى، مكنّى به ابو الجود يا ابو الجوز، از اكابر نحويّين اواخر قرن چهارم هجرى بوده و يا خود اوائل قرن پنجم را نيز ديده و با ابن جنى (متوفّى بسال ٣٩٢ ه ق- شصب) معاصر بوده است از تأليفات او است:
١- الفرق ٢- المختصر للمتعلمين ٣- المذكر و المؤنث ٤- المقصور و الممدود.
سال وفاتش بدست نيامد. (ص ٥ ج ١٧ جم و سطر ٣١ ص ٥٢٦ ت)
عجلى[٢]
عجلى اسعد بن محمود
- در باب كنى بعنوان ابو الفتوح خواهد آمد.
[١]- عجلانى- در اصطلاح رجالى، لقب انس بن ثابت و حارث بن سلمة و بعضى ديگر بوده و نسبت آن ببنى عجلان از بطون بنى عامر بن صعصعة ميباشد و او عجلان بن عبد اللّه بن ربيعة بن عامر بن صعصعه است. عجلان گفتن او نيز بجهت عجله كردن وى در پذيرائى و احضار غذا براى مهمان بوده است.
[٢]- عجلى- بر وزن هندى، لقب رجالى ابراهيم بن ابى حفصه، احمد بن محمد بن*