ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٩٢ - عبادى عبد القاهر بن حاج عبد رجب
عبادى[١]
عبادى عبد الرحيم بن عبد الرحمن
- در ذيل بعنوان عباسى مذكور است.
عبادى عبد القاهر بن حاج عبد رجب
- يا عبد بن رجب بن مخلص، عبادىّ الاصل، حويزى الموطن، عالم فاضل فقيه متكلّم جامع شاعر ماهر منشى عابد جليل القدر كه از اكابر علماى اماميّه اواخر ن قرن يازدهم هجرى قمرى بوده و يا خود اوائل قرن دوازدهم را نيز ديده و از معاصرين شيخ حرّ عاملى (متوفى بسال ١١٠٤ ه قمرى- غقد) ميباشد و از تأليفات او است:
[١]- عبادى- در القاب تنقيح المقال بدون ضبط حركه، گفته است كه لقب برية و عبد القاهر بن حاج عبد رجب و غيره ميباشد و نيز در شرح حال بريه عبادى حيرى گويد كه عبادى منسوب بعباد و آن بنا بضبط جوهرى بفتح اول و بنابر ضبط قاموس و غيره بكسر آن، قومى است مختلط از چندين قبيله از بطون عرب كه بر دين نصرانيت اجتماع كرده و متفق شدند كه خودشان را بعنوان عبوديت معرفى نمايند و بهمين جهت گفتند نحن عباد و در مقام نسبت بآن عبادى گويند.
اين است كه بريه عبادى را محض بجهت انتساب قوم مذكور بريه نصرانى هم گويند و يا خود غير هم هستند بشرحى كه در كتب رجاليه مذكور است. در نسبت عبادى احتمالى ديگر نيز داده كه ذكر آن موجب اطاله است. نگارنده گويد: شايد لفظ عبادى در بعضى موارد، با فتح و تشديد بوده و منسوب بديهى عباد نام از مرو باشد كه اهالى آن شنك عبادش گويند و شايد در بعضى مواضع منسوب بعبادان باشد چنانچه در شرح حال شيخ عبد القاهر عبادى گويند كه عبادى با تشديد منسوب بعبادان است و آن جزيرهايست در تحت بصره در نزديكى دريا، زيرا دجله در نزديكى دريا بدو شعبه منشعب بوده يكى از سمت راست بطرف بحرين جارى و ديگرى از طرف چپ بعبادان و سيراف و جيانه جريان دارد و بهمين جهت جزيرهاى بشكل مثلث تشكيل مييابد كه دو ضلع آن همين دو شعبه بوده و ضلع ديگرش نيز دريا است. در اين جزيره اصلا زراعت نميشود و تمامى ارزاق ايشان را از بلاد ديگر مىآورند، مردمانش نوعا عابد و زاهد و تارك دنيا بوده و با توكل تمام ميگذرانند و اكثر مدار ايشان از ناحيه نذورات است. شهر عبادان نيز در همين جزيره بوده و در مقام نسبت عبادى گويند. در مراصد گويد: شهر عبادان در زمان فرس، لشگرگاه ايشان بوده و گروهى از لشگريان براى حراست آن نواحى در آنجا ميبودند و از آنرو كه عباد بن حصين سرحددار آنجا بوده محض بجهت انتساب او در نواحى بصره با الف و نون بدو منتسب داشته و عبادان گفتند.