ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٧٢ - فارسى عبد الغافر بن ابى عبد اللّه اسمعيل بن عبد الغافر بن محمد
ميگفت رحم اللّه قاتل سلمان چنانچه مدلول اخبار وارده در اين باب است. در چندين خبر، اخبار از مغيّبات سلمان نيز وارد آمده است من جمله وقتى از موضع كربلا عبور ميكرده خواستار نام آن ارض اقدس گرديد گفتند كربلا است فرمود: هذه مصارع اخوانى، هذا موضع رحالهم و هذا مناخ ركابهم و هذا مهراق دهائهم، يقتل فيها خير الاولين و يقتل بها خير الاخرين.
چنانچه مذكور شد سلمان، وصىّ وصىّ حضرت عيسى بوده و گويا بهمين جهت بعد از وفات او، خود حضرت امير المؤمنين ع متصدّى تغسيل وى گرديد كه بمدلول بعضى اخبار وارده وصىّ پيغمبر را شخصى ديگر غير از پيغمبر يا وصى پيغمبر غسل نميدهد و اين قضيه بتنهائى با قطع نظر از ديگر مفاخر سلمان در افتخار او بجهانيان كافى بوده و سر بثريّا ميرساند. محض من باب تيمّن و تبرّك همين مقدار نگاشته آمد كه زينت اين اوراق پريشان ما گردد و الّا فضائل و كرامات سلمان و جلالت و عظمت او بالاتر از قدرت قلم اين ناچيز بوده و شرح حال سعادت منوال او كتاب مستقلى را لازم دارد و طالب تفصيل، رجوع باواخر جلد ششم و جلد هشتم بحار الانوار مجلسى كند و يا بكتاب نفس الرحمان علّامه نورى حاج ميرزا حسين، مراجعه نمايد.
(كتب رجاليه)
فارسى عبد الرحمن بن احمد بن عبد الغفار
- بعنوان عضدى مذكور شد.
فارسى عبد الغافر بن ابى عبد اللّه اسمعيل بن عبد الغافر بن محمد
- حافظ قشيرى نيشابورى، از مشاهير علما و محدّثين عامّه ميباشد كه در پنج سالگى قرآن مجيد را خوانده و مبادى علوم دينيّه را آموخت، از امام الحرمين جوينى اصول علم حديث و فقه را فراگرفت، از پدر مذكور خود و مادر خود امة الرحيم دختر عبد الكريم قشيرى و جدّه خود فاطمه دختر ابو على دقاق و دايىهاى خود ابو سعد و ابو سعيد و ديگر محدّثين وقت احاديث بسيارى استماع نموده و اخذ مراتب علميّه كرد، بخوارزم و هند و غزنه رفته و بنشر احاديث پرداخت، اخيرا باز بنيشابور برگشته و مشغول وعظ و خطابه شد. كتاب السياق در تاريخ مكمّل نيشابور و مجمع الغرائب فى غريب