ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٨٨ - فاكهى محمد بن احمد بن على
نگارش يافته است.
چهاردهم- عبد اللّه بن يوسف بن حافظ عبد المجيد كه بعنوان عاضد عبيدى مذكور شد. بموت او در سال پانصد و شصت و هفتم هجرت خلافت فاطميّه منقرض گرديد و نوبت سلطنت ديار مصر بايّوبيان انتقال يافت. در مقدّمه ابن خلدون گويد: فقه اهل سنّت با ظهور دولت رافضه (فاطميّون) منقرض و فقه اهل بيت شايع گرديد تا آنكه آن دولت بدستيارى صلاح الدين يوسف بن ايّوب انقراض يافت و باز فقه شافعى معمول و متداول گرديد.
(ص ١٨١ لس و مواضع متفرقه از تاريخ ابن خلكان و غيره)
فاقانى
لقب رجالى حسن بن جعفر و موكول بدان علم شريف است.
فاكهى عبد اللّه بن احمد بن على
- فاكهى مكّى شافعى نحوى، ملقّب به جمال الدين يا عفيف الدين از افاضل قرن دهم هجرت ميباشد كه مراتب علميّه را از پدر خود و ديگر افاضل اخذ نمود، در تمامى فنون متداوله حظّى وافر داشت، خصوصا در نحو كه فريد عصر خود و مرجع استفاده فضلاى وقت خود بوده و از تأليفات او است:
١- حدود النحو كه در كلكته چاپ شده است ٢- حسن التوسل فى آداب زيارة افضل الرسل كه در مكه چاپ شده است ٣- شرح اجروميه ٤- الفواكه الجنية على متممة الاجرومية ٥- كشف النقاب عن مخدرات ملحة الاعراب كه شرحى است مختصر بر ملحة الاعراب حريرى ٦- مجيب النداء الى شرح قطر الندى. اين هرسه در قاهره چاپ شده است و در سال نهصد و هفتاد و دويم هجرت در هفتاد و سه سالگى درگذشت.
(ص ٢٧٧ نور سافر و ١٤٣١ مط)
فاكهى محمد بن احمد بن على
- فاكهى مكّى حنبلى، مكنّى به ابو السعادات، از اكابر علماى حنابله ميباشد كه در تمامى علوم متداوله دستى توانا داشت، فقه مذاهب اربعه را خوانده و از شاگردان ابن حجر هيثمى و ديگر افاضل و شماره مشايخ او بيشتر از نود تن بود. الفيه ابن مالك و تلخيص مفتاح و شاطبيّه تجويد و نور العيون ابن سيد الناس (در تواريخ و سير) و عقائد نسفى و اربعين نواوى را در حفظ