ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٩٦ - قومشهى
نموده و علم و آثار او مورد تحسين گرديد و بهمين جهت دختر خود را بعقد پسر خواجهزاده آورد و دختر خواجهزاده را نيز معقوده نوه دخترى خود گردانيد. آه- آن مصر مكرمت كه تو ديدى خراب شد. از تأليفات قوشچى است:
١- حاشيه شرح كشاف تفتازانى ٢- شرح تجريد خواجه كه بارها چاپ شده و موافق آنچه در شرح حال شمس الدين محمود اشاره نموديم اين شرح به شرح جديد معروف است ٣- العنقود الزواهر فى نظم الجواهر در علم صرف ٤- محبوب الحمائل فى كشف المسائل كه بيست متن را كه هريكى در علمى بوده جمع كرده و بدين اسم موسومش داشته و همهوقت در سفر و حضر مورد مطالعه او بوده و بعضى از غلامان او با خود همراهش داشتى ٥- هيئت فارسى كه بارها با خلاصة الحساب شيخ بهائى در يكجا چاپ شده و از كتب درسى علم هيئت ميباشد و بنابر مشهور مابين اهل علم بقوشچى منسوبش دارند. وفات قوشچى بسال هشتصد و و هفتاد و نهم هجرت در استانبول واقع و در جوار قبر ابو ايّوب انصارى مدفون گرديد.
اما كلمه قوشچى لفظى است تركى كه از دو لفظ قوش (بمعنى مرغ) و چى (حرف نسبت) تركيب يافته است. از آنرو كه ملا على در بدايت حال مرغبان الغ بيگ و موظّف بحفظ و حراست مرغان شكارى او بوده و يا از فرط محبتى كه الغ بيگ در حق او داشته گاه بودى كه در شكارگاه مرغ شكارى مخصوص خود را بدو دادى بهمين لقب قوشچى مشتهر گرديد.
(ص ٢٢١ هب و ٨٣ ج ٥ فع و ٣١٩٧ ج ٤ س)
قوصى
عبد الرحمن بن وهيب- ملقّب به زكى الدين، از مشاهير ادبا و شعراى عرب ميباشد كه عاقبت بوزارت سلطان مظفّر صاحب حما نايل و مشمول مراحم وى گرديد تا بسال ششصد و چهلم هجرت در زندان خفهاش كردند و در همان موقع گفته است:
اعطيتنى الالف تعظيما و تكرمة |
يا ليت شعرى ام اعطيتنى ديتى |
|