ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٤٥ - غسانى محمد بن على بن خضر
غسانى حسين بن محمد بن احمد
- حافظ جيانى اندلسى، مكنّى به ابو على و ابو العباس، از مشاهير محدّثين و ادبا و ائمّه علم حديث و ادب ميباشد كه در حسن خط و اشعار و نوادر و انساب نيز حظّى وافر داشت، در جامع قرطبه محل استفاده اعيان افاضل بود و كتاب تقييد المهمل در ضبط اسامى مشتبهه رجال صحيحين از آثار نافعه او است. بنوشته ابن خلّكان ولادتش در ماه محرّم چهارصد و بيست و هفتم در شهر جيان نام اندلس و وفاتش نيز در شب جمعه دوازدهم شعبان چهارصد و نود و هشتم هجرت واقع گرديده و در كشف الظّنون سال ولادت مذكور را سال وفات نوشته و اشتباه است. (كف و ص ١٧٤ ج ١ كا و ٣٢٨٠ ج ٥ س)
غسانى سعد بن محمد بن صبيح
- ملقّب به استاد، مكنّى به ابو عثمان، قيروانىّ البلدة، غسّانىّ القبيلة، از اعلام علماى عربيّه، نحوى اديب متفنّن بود، تقليد را بسيار نكوهش كرده و ميگفت كه آن ناشى از قلّت عقل و دنائت همّت ميباشد و از تأليفات او است:
١- الاستيعاب ٢- الامالى ٣- توضيح المشكل فى القرآن ٤- الرد على الملحدين ٥- المقالات در اصول و غيرها و موافق آنچه در روضات از بغيه (كه ظاهرا بغية الوعاة سيوطى است) نقل كرده وفات غسّانى را در حدود سيصد هجرت نوشته و در جاى ديگر از همان كتاب گفته است كه در سال چهارصد تمام هجرت مقتول گرديد.
(سطر ١٦ ص ٣٠٩ ت)
غسانى عبد المنعم بن عمر
- بعنوان جيلانى عبد المنعم نگارش يافته است.
غسانى محمد بن على بن خضر
- فقيه نحوى لغوى تاريخى، مكنّى به ابو عبد اللّه و ابن عسكر، از افاضل قرن هفتم هجرت بوده و در
* در يك فرسخى حلب و يا منسوب بقبيله غسان نامى است از بطون ازد كه به مازن بن ازد بن غوث منتسب بوده و ملوك غسانيان نيز از ايشان ميباشند. غسان نام آبى هم هست نزديكى جحفه و يكى ديگر مابين دو بلده زبيد و زمع از بلاد يمن و تعيين اينكه نسبت غسانى بكدام يك از معانى مذكوره است موكول بقرائن خارجيه ميباشد.