ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٩٦ - فتيانى
على بن محمد عمرانى است كه يكى از بزرگان سرخس بود، او نيز لقب مجد الدين داشته و از مقرّبين دربار سلطان سنجر بشمار ميرفت، اخيرا بامر سلطان زندانى شد و در سال پانصد و چهل و پنجم هجرت مقتول گرديد. فتوحى در جواب اين قطعه انورى قطعهاى بامر وزير ملكشاه سروده كه حاوى خردهگيرى بر انورى و ملامت او در دست طلب باز كردن پيش اين و آن بوده و از ابيات آن است:
انورى اى سخن تو بسخا ارزانى |
گر بجانت بخرند اهل سخا ارزانى |
|
حجّت حقّى و مدروس ز تو شد باطل |
اوحد الدينى و در دهر ندارى ثانى |
|
گفتى اندر شرف و قدر فزون از ملكم |
بارى اندر طمع و حرص كم از انسانى |
|
زاب حكمت چو همى با ملكان بنشينى |
آتش آز چرا از دل و جان ننشانى |
|
از پس آنكه بيك مهر دو الف ملكى |
داشت در بلخ ملكشاه بتو ارزانى |
|
وز پس آنكه ز انعام جلال الوزراء |
بتو هرسال رسد مهرى پانصدگانى |
|
اى بدانائى معروف چرا ميگوئى |
در ثنائى كه فرستاده از نادانى |
|
طاق بو طالب نعمه است كه دارم ز برون |
وز درون پيرهن بو الحسن عمرانى |
|
چه بخيلى كه بچندين زر و سيم و نعمت |
طاق و پيراهنى دوخت همى نتوانى |
|
نعمت آنرا است زيادت كه همى شكر كند |
تو نه از در نعمت كه همه كفرانى |
|