ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٩٣ - قوامى خافى
اينكه فاضل محدّث معاصر تاريخ وفات او را سال هزار و صد و پانزدهم نوشته اشتباه بوده و ناشى از آن است كه در روضات الجنّات شرح حال ميرزا قوام الدين را در ضمن شرح حال استاد مذكورش شيخ جعفر قاضى (متوفى بسال ١١١٥ ه ق- غقيه) نوشته و او هم تاريخ مذكور را كه صاحب روضات براى وفات شيخ جعفر نوشته تاريخ وفات قوام الدين پنداشته است. (ص ٢٢١ هب و ١٤٩ ت و مواضع متفرقه از ذريعة)
قوام الدين مرعشى
- ابن سيد صادق از اجداد سيد شهاب الدين سابق الذكر ميباشد و نسب او با هفت واسطه بسيد على مرعش موصول ميشود چنانچه سيد على نيز با سه واسطه نسب بجناب حسين اصغر ابن امام زين العابدين عليه السلام پيوندد. سيد قوام الدين كه به مير بزرگ معروف و سر سلسله ملوك قواميّه مرعشيّه ميباشد در بدايت حال در بلاد خراسان بوظائف سير و سلوك اشتغال داشت، اخيرا بوطن اصلى خود مازندران برگشته و در سال هفتصد و شصتم هجرت فرمانرواى آن سامان گرديد تا در سال هفتصد و هشتاد و يكم هجرت درگذشته و در آمل مازندران مدفون شد پس چهارده تن ديگر از اولاد و احفاد و خانواده او على التعاقب فرمانفرماى بلاد مازندران بودند تا در سال نهصد و هفتاد و دويم هجرت بموت آخرين ايشان مير عبد الكريم بن مير عبد اللّه خان منقرض گرديدند و شرح حال اين خانواده جليله را در اغلب تواريخ و سير نگارش دادهاند.
مخفى نماند چون جمعى از اكابر علمى كه در اين وجيزه بشرح حال ايشان پرداخته شده بهمين خانواده قواميّه مرعشيّه انتساب دارند لذا محض زيادت تبصّر مراجعين شرح حال قوام الدين تذكّر داده شد و الّا بحسب ظاهر خارج از موضوع اين كتاب است.
(ص ١٩٩ لس)
قوام الدين يحيى بن ابى الفرج
- در باب كنى بعنوان ابن زباده خواهد آمد.
قوامى خافى
نصر اللّه- ملقّب به قوام الدين، موصوف به خافى و معروف به قوامى از عرفاى قرن نهم هجرت ميباشد كه نخست از ملازمان سلطان وقت بود تا يك حكم او منشأ مظلوميّت پيرزنى شد و آن پيرزن بدو گفت از خدا