ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١١٢ - عدوانى يحيى بن يعمر
عجلى فضل بن قدامه
- بعنوان راجز نگارش يافته است.
عجلى قاسم بن عيسى
- در باب كنى بعنوان ابو دلف خواهد آمد.
عدوانى[١]
عدوانى عبد العظيم
- در باب كنى بعنوان ابن ابى الاصبع خواهد آمد.
عدوانى يحيى بن يعمر
- و شقى عدوانى نحوى لغوى بصرى، مكنّى به ابو سليمان، از مشاهير نحويّين و تابعين، در فقه و حديث و قرائت و لغات عرب و فنون عربيّه بصير و بسيار فصيح و بليغ بوده، گاهى در محاورات خود الفاظ غريبه بكار ميبرد، نحو را از ابو الاسود دئلى اخذ كرد، حديث را از عبد اللّه بن عباس و عبد اللّه بن عمر و نظائر ايشان استماع نموده و از ايشان روايت مينمايد. در تشيّع متصلّب و ثابتقدم بود، ابن خلّكان گويد كه اهل بيت عصمت را بهمهكس تفضيل دادى بدون اينكه فضل ديگران را بكاهد، عاقبت بجهت اظهار يك غلط خواندن اعراب قرآن كه از حجّاج بن يوسف بعمل آمد بخراسان تبعيد شد و در آنجا از طرف يزيد بن مهلب بقضاوت منصوب بود پس بجهت شرب خمر معزول گرديد. در سال يكصد و نوزدهم يا بيست و نهم هجرى قمرى و يا در حدود يكصد تمام هجرت درگذشت، و شقى و عدوانى هردو بفتح اوّل، منسوب بوشيقة بن عوف بن بكر بن يشكر بن عدوان از اجداد صاحب ترجمه است و رجوع بعنوان عدوانى در بالا هم نمايند.
(ص ٣١٣٤ ج ٤ س و ٣٦٨ ج ٢ كا و ٤٢ ج ٢٠ جم)
* هيثم، اسمعيل بن كثير، اسود بن قيس، بريد بن معاويه و جمعى ديگر بوده و نسبت آن ببنى عجل است كه در خاتمه باب كنى ضمن قبائل خواهد آمد و يا خود منسوب بموضعى عجله نامى است در نزديكى انبار.
[١]- عدوانى- بفتح اول، در اصطلاح رجالى، لقب ثقف بن عمرو، سمرة بن ربيعة و غيرهما بوده و نسبت آن ببنى حجر بن عياذ بن يشكر بن عدوان است كه بجهت انتساب بجد عاليشان عدوان، بهمين لقب ملقب ميباشد. عدوان هم لقب پدر قبيلهايست از قيس، نامش حارث بن عمرو بن قيس و عدوان گفتن او بجهت آن بوده كه ببرادرش تعدى كرده و قتل او را تصميم داد و شايد عدوانى گفتن در بعض اشخاص ديگر بجهت عليحده باشد.