ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٨٠ - فيضى
يازدهم هجرى هند ميباشد كه عالم فاضل مفسّر شاعر ماهر بود، نخست به فيضى تخلّص مينموده و اخيرا به فياض تبديل داد و بفرض استعلا ببرادر كهتر خود ابو الفضل كه بعلّامى شهرت داشته او نيز به فياضى تخلّص ميكرده و از تلامذه پدر خود و خطيب ابو الفضل كازرونى و سيد صفى رفيع الدين صفوى بوده و از اشعار او است:
چشمى گهرشناس ندارى چه گويمت |
كاين نه صدف چگونه ز يكدانه پر شده است |
|
بايد به ره عشق تكاپو كردن |
پيوسته بخورشيد ازل رو كردن |
|
زينسان كه بود ظهور حق از همه سو |
بايد ز چه روى روى يك سو كردن |
|
آن روز كه كردند شمار من و تو |
بردند ز دست اختيار من و تو |
|
فارغ بنشين كه كارساز دو جهان |
پيش از من و تو ساخته كار من و تو |
|
يا رب قدمى براه توحيدم ده |
شوقى به نهانخانه تجريدم ده |
|
دل بستگئى بسرّ تحقيقم بخش |
آزادهگئى ز قيد تقليدم ده |
|
زاهد سخن، ز مشرب توحيد ميكنى |
تحقيق كردهايم كه تقليد ميكنى |
|