ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢١٩ - عهدى
ارواحنا فداه مشرّف و شريك تأسيس اين سنّت حسنه زيارت بوده و از فضائلش ميشمارند.
در حين ولادت او نيز پدرش سعد، در كوفه شرفياب حضور حضرت امير المؤمنين ع شد و ولادت او را بعرض رسانيده و خواستار تسميه گرديد آن حضرت فرمود كه موهبت خداوندى است او را عطية اللّه نام كن. عطيه وقتى ببلاد فارس رفت، حجّاج بن يوسف بن محمد بن قاسم ثقفى بنگاشت كه او را تكليف بلعن حضرت امير المؤمنين ع نمايد و در صورت امتناع سبل و ريش او را تراشيده و چهارصد تازيانهاش بزند، محمد هم نامه حجّاج را ارائه داد، بعد از امتناع، موافق دستور، عمل كرد، عطيه نيز مدتى در خراسان ماند و پس از آنكه عمر بن هبيره والى عراق شد عطيه بعد از استيذان بكوفه رفته و در سال يكصد و يازدهم هجرت در آنجا وفات يافت. بكالى، از بطون قبيله همدان است.
(ص ٤٤٧ ج ٢ نى و كتب رجاليه)
عوفى
محمد- يزدى عوفى، ملقّب به جمال الدين و نور الدين، از افاضل قرن هفتم هجرت ميباشد و از تأليفات او است:
١- تذكرة لباب الالباب كه تذكره شعرا است و در ليدن در دو جلد چاپ شده و موافق استظهار بعضى از ارباب كمال مابين دو سال ششصد و هفدهم و ششصد و بيست و پنجم هجرت تأليف شده است ٢- جامع الحكايات چنانچه در ذريعه است، يا جامع الحكايات و لامع الروايات چنانچه در كشف الظنون است و بهرحال اين كتاب بپارسى بوده و بچهار قسم كه هرقسمى نيز بيست و پنج باب است مشتمل و در ليدن چاپ شده و سال وفاتش بدست نيامد.
(كف و ص ٤٥ ج ٤ و ٥٠ ج ٥ ذريعه)
عهدى
شاعرى است ايرانى كه خط نستعليق را خوب مينوشته و در سال نهصد و شصت و پنجم هجرت درگذشته و از او است:
زبان از سوز دل شد همچو آتش در دهان من |
مكن اى مدّعى كارى كه افتى بر زبان من |
|