ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٩١ - فتال محمد بن احمد بن على
فانى محمد بن اسعد
- بعنوان دوانى نگارش يافته است.
فتال[١]
فتال حسن بن عبد الكريم
- ملقّب به جمال الدين، از متأخّرين علماى اماميّه قرن دهم هجرت ميباشد كه بواسطه جمال الدين حسن بن حسين بن مطر جزائرى از جمال الدين احمد بن فهد حلّى (متوفّى بسال ٨٤١ ه ق- ض م ا) روايت كرده و ابن ابى جمهور احسائى (آتى الترجمة كه از تلامذه او بوده) بعبارات علّامة المحقّقين و خاتمة الائمّة المجتهدين موصوفش ميدارد. در روضات گويد بعيد نيست كه سيد نجفى معروف به آل فتال كه از شهيد ثانى (متوفّى بسال ٩٦٦ ه ق- ظ س و) روايت كرده و سيد حسين بن سيد حيدر كركى عاملى هم از وى روايت ميكند منسوب بهمين حسن فتال باشد و سال وفات فتال بدست نيامد. (سطر ١٤ ص ٥٩٤ ت)
فتال على بن احمد
- موافق آنچه ذيلا در ضمن شرح حال فتال محمد بن احمد مذكور است بعقيده مؤلف بحار الانوار و صاحب وسائل، نام مؤلف دو كتاب التنوير و روضة الواعظين است و بدانجا مراجعه شود.
فتال محمد بن احمد بن على
- فتال نيشابورى، معروف به ابن الفارسى، مكنّى به ابو على، موافق آنچه در منتهى المقال و تنقيح المقال
[١]- فتال- بر وزن بقال فتيلهفروش و فتيلهباف و كسى كه نخ و ريسمان و مانند آنها را تاب داده و فتيله ميكند. در روضات الجنات، ضمن شرح حال محمد بن حسن بن على بن احمد بن على حافظ واعظ فتال مذكور در ذيل گويد كه گويا فتال گفتن او بجهت طلاقت لسان و رشاقت بيان او بوده كه در مقام تذكير و موعظه داشته است زيرا بعربى فتال با صيغه مبالغه، بمعنى بلبل بوده و از فتل اشتقاق يافته كه بمعنى آوازه بلبل است پس گويد كه در ميان عجم تا زمان ما مرسوم است كه خطيب بليغ و واعظ نطاق را به بلبل تشبيه مينمايند بلكه گاه است كه به بلبل ملقبش نموده و بلبل فلان شهر گويند چنانچه در صفت واعظ قزوينى بلبل عراق گويند.
نگارنده گويد: چنانچه در محل خود اشاره شد سعدى را نيز گاهى بلبل هزار داستان گويند و نظائرش بسيار است و در زمان ما نيز بعضى از منبريها را عندليب الذاكرين گويند كه عندليب نيز بمعنى بلبل ميباشد بارى در اينجا بعضى از موصوفين بهمين صفت فتال را تذكر ميدهد.