ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٨٤ - فيلسوف الدولة
ابو الفضل بسال هزار و يازدهم هجرت در اثر حسد امراء و شاهزادگان بشرحى كه از مرآت الخيال نقل شد مقتول و اكبر شاه و شاهزاده سليم كه در اللّهآباد مقيم بودند بسيار متأسف گرديدند.
اما شيخ مبارك بن خضر يمانى هندى ناكورى پدر ابو الفيض و ابو الفضل، از اكابر علماى وقت خود، در مسند رياست مرجعيّت تامّه داشت، باصول عرفان و تصوف نيز بىرغبت نبود، فن شعر و معمّا را نيز خوب ميدانست، بتدريس علوم دينيّه مشغول و قرآن مجيد را با قرائات عشره حفظ كرده و شاطبى را نيز درس ميگفته است، در آخر عمر كتاب منبع العلوم را كه چهار مجلّد است در تفسير قرآن تأليف داد و تأليفات ديگر نيز بدو منسوب است. بسال هزار و يكم هجرت در نود سالگى در لاهور وفات يافت و پدرانشان غالبا از اصحاب كمال و مشايخ صوفيّه و ارباب حال بودهاند.
(كف و ص ٩٩ ج ٨ عن و ٢٠٠ ض و ٤ و ٧٤ تذكره علماى هند و ٦٣٩ ج ٢ مه و ٧٩ مرآت الخيال و بعض مواضع ذريعة)
فيض تربتى
بنوشته رياض العارفين (بدون اينكه اسم و زمان و مشخّصات ديگرى بنويسد) گويد: در زمان اكبر شاه (متوفى بسال ١٠١٤ ه) در هندوستان توقف كرد و شيخ فيضى دكنى (ابو الفضل مذكور فوق) باستادى وى گواهى داشته و از او است:
زاهد تو ز مستى منگر پستى ما |
صرف ره نيستى شده هستى ما |
|
ما مست محبّتيم و تو مست غرور |
فرق است ز مستى تو تا مستى ما |
|