ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٠٥ - عبيدلى سيد حيدر بن على بن حيدر
كه نسبت آن، بر سه فقره تفسير ديگر كه پيش از آن تأليف كرده مثل نسبت قرآن مجيد بسه فقره كتابهاى آسمانى زبور و تورات و انجيل است. در ذريعه از رياض العلما نقل كرده كه در پشت يك نسخه از كتاب جامع الاسرار مذكور ذيل، با خط شيخ بهائى ديده است كه سيد حيدر مازندرانى تفسيرى هم دارد با لسان صوفيّه كه حاكى از علوّ شأن و رفعت مقام وى ميباشد.
٦- تفسير قرآن چنانچه مذكور شد چهار فقره تفسير نوشته است ٧- التنزيه ٨- جامع الاسرار و منبع الانوار در اسرار انبياء و اوليا و علم توحيد و اسرار و حقائق آن ٩- جامع الانوار كه نام ديگر همان جامع الاسرار است ١٠- جامع الحقائق چنانچه از بعض فضلا نقل شده و محتمل است كه همان جامع الاسرار باشد ١١- رافعة الخلاف فى وجه سكوت امير المؤمنين ع عن الاختلاف كه بامر فخر المحققين تأليفش داده است ١٢- رسالة العلوم العالية كه در سال ٧٨٧ ه ق- ذفز تأليف شده است ١٣- شرح فصوص كه همان نص النصوص مذكور ذيل است ١٤- الكشكول فى بيان ما جرى على آل الرسول ع ١٥- المحيط الاعظم كه در سال ٧٧٧ ه ق- ذعز تأليف شده است ١٦- منتخب التأويل و محتمل است كه اين كتاب، همان تأويلات مذكور فوق باشد كه منتخب و خلاصه سه فقره تفسير ديگر او است ١٧- نص النصوص فى شرح الفصوص كه بر ردّ عقائد مصنّف و اباطيل شرّاح ديگر آن پرداخته و فقط در مسئله وحدت وجود با ايشان موافقت كرده است.
بنقل روضات، در كتاب جامع الاسرار مذكور گويد كه از آغاز كودكى در تحصيل معارف حقّه، موافق طريقه حضرات اجداد طاهرين و ائمّه معصومين ع كه در ظاهر شريعت شيعه اماميّه و در باطن از حقائق صوفيّه الهيّه است كوشيدم تا آنكه موفّق بجمع و تطبيق هردو طائفه بوده و قطع بحقيّت هردو نمودم، مابين شريعت و حقيقت را جامع و علم ظاهر و باطن را حاوى گشتم، بمقام تمكين و اطمينان رسيده و از ارباب يقين گرديدم و از ته دل گفتم:
الحمد للّه الذّى هدانا لهذا و ما كنّا لنهتدى لو لا ان هدانا اللّه.
كانت لقلبى اهواء مفرقة |
فاستجمعت مذراتك العين اهوائى |
|
فصار يحسدنى من كنت احسده |
و صرت مولى الورى اذ صرت مولائى |
|
تركت للناس دنياهم و دينهم |
عقدا بذكرك يا دينى و دنيائى |
|