ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٨٩ - قاآنى
در مصيبت حضرت سيد الشهداء روحى و ارواح العالمين له الفداء بطريق سئوال و جواب گويد:
بارد چه؟ خون ز ديده! چسان؟ روز و شب! چرا؟ |
از غم! كدام غم؟ غم سلطان اوليا! |
|
نامش چه بد؟ حسين! ز نژاد كه؟ از على! |
مامش كه بود؟ فاطمه! جدّش كه؟ مصطفى! |
|
چون شد؟ شهيد شد! بكجا؟ دشت ماريه! |
كى؟ عاشر محرّم! پنهان نه برملا! |
|
شب كشته شد؟ نه روز! چه هنگام؟ وقت ظهر |
شد از گلو بريده سرش؟ نى نى از قفا! |
|
سيراب كشته شد؟ نه! كس آبش نداد؟ داد! |
كه؟ شمر! از چه چشمه؟ ز سرچشمه فنا! |
|
مظلوم شد شهيد؟ بلى! جرم داشت؟ نه! |
كارش چه بد؟ هدايت و يارش كه بد؟ خدا! |
|
اين ظلم را كه كرد؟ يزيد اين يزيد كيست؟ |
ز اولاد هند؟ از چه كس؟ از نطفه زنا |
|
خود كرد اين عمل؟ نه فرستاد نامهاى |
نزد كه؟ نزد زاده مرجانه دغا |
|
ابن زياد زاده مرجانه بد؟ نعم |
از گفته يزيد تخلّف نكرد؟ لا |
|
اين نابكار كشت حسين را بدست خويش؟ |
نه خود روانه كرد سپه سوى كربلا |
|
مير سپه كه بد؟ عمر سعد او بريد |
حلق عزيز فاطمه؟ نه شمر بىحيا |
|
خنجر بريد حنجر او را نكرد شرم |
كرد از چه پس بريد نه پذرفت از او قضا |
|
بهر چه؟ بهر آنكه شود خلق را شفيع |
شرط شفاعتش چه بود؟ نوحه و بكا |
|
كس كشته شد هم از پسرانش؟ بلى دو تن |
ديگر كه؟ نه برادر و ديگر كه؟ اقربا |
|
ديگر پسر نداشت؟ چرا داشت آنكه بود؟ |
سجّاد، چون بد او بغم و رنج مبتلا |
|
ماند او بكربلاى پدر؟ نى بشام رفت |
با عزّ و احتشام؟ نه با ذلّت و عنا |
|
تنها؟ نه با زنان حرم نامشان چه بود؟ |
زينب سكينه فاطمه كلثوم بينوا |
|
بر تن لباس داشت؟ بلى گرد رهگذر |
بر سر عمامه داشت؟ بلى چوب اشقيا |
|
بيمار بد؟ بلى چه دوا داشت؟ اشك چشم |
بعد از دوا غذاش چه بد؟ خون دل غذا |
|
كس بود همرهش؟ بلى اطفال بىپدر |
ديگر كه بود؟ تب كه نميگشت از او جدا |
|
از زينت زنان چه بجا مانده بد؟ دو چيز |
طوق ستم بگردن و خلخال غم بپا |
|
گبر اين ستم كند؟ نه، يهود و مجوس؟ نه، |
هندو؟ نه، بتپرست؟ نه، فرياد از اين جفا |
|