ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٦٠ - قشيرى عبد الكريم بن هوازن
قشيرى[١]
قشيرى عبد الرحيم بن عبد الكريم
- قشيرى مذكور ذيل، مكنّى به ابو نصر، از اكابر علماى عامّه، در وعظ و علوم متنوعه نظير پدر، و اشعار و نوادر بسيارى حفظ نموده بود. نخست در حوزه درس پدرش حاضر شد و بعد از وفات او از امام الحرمين جوينى سالف الترجمة اخذ مراتب علميّه نمود پس ببغداد رفته و در مدرسه نظاميّه و رباط شيخ الشيوخ بناى وعظ گذاشته و مواعظ او مورد قبول گرديد، عاقبت بين او (كه طرفدار اشعريّين بوده) و فرقه حسينىها فتنه بزرگى برپا و جمعى وافر از طرفين مقتول و قشيرى بحسب دعوت نظام الملك كه آنموقع در اصفهان بوده بدانجا رفت و با كمال اعزاز و اكرام بموطن اصليش نيشابور اعزامش داشتند و در آنجا نيز مشغول درس و موعظه بوده تا در روز جمعه هيجدهم جمادى الاخره پانصد و چهاردهم هجرت درگذشت.
(ص ٣٢٥ ج ١ كا و غيره)
قشيرى عبد الغافر بن اسمعيل
- بعنوان فارسى نگارش داديم.
قشيرى عبد الكريم بن هوازن
- بن عبد الملك بن طلحه قشيرى القبيلة، نيشابورىّ البلدة، ابو القاسم الكنية، صوفىّ المسلك، اشعرىّ الاصول، شافعىّ الفروع، از اكابر علماى اواسط قرن پنجم هجرت ميباشد كه فقيه محدّث مفسّر عارف متصوّف اديب اصولى كاتب شاعر ماهر، در همه فنون مذكوره علّامه وقت خود، علوم عقليّه و نقليّه را جامع، در اصول شريعت و فنون طريقت بارع، در وعظ و خطابه بىنظير و از مشايخ خطيب بغدادى و داماد شيخ ابو على دقاق سالف الترجمة بوده و علوم
[١]- قشيرى- بضم اول و فتح ثانى منسوب است به قشير بن كعب بن ربيعة بن عامر بن صعصعة بن معاوية بن بكر بن هوازن كه پدر قبيلهايست از بطون قبيله هوازن كه ببنى قشير معروف و يكى از قبائل عظيمه و مشهوره عرب و از جمله قبائلى است كه در اصل ببلاد خراسان مهاجرت كردهاند و لفظ قشيرى در اصطلاح رجالى لقب داود بن ابى هند و ثور بن عزرة و بعضى ديگر است.