ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٨٦ - فاطميون يا فاطميه
ششم- منصور بن نزار فوق، مكنّى به ابو على و ملقّب به حاكم بامر اللّه از طرف پدر وليعهد شد، در سال سيصد و هشتاد و ششم هجرت بعد از وفات او در تصدّى امور كشورى استقلال يافت، بسيار سخى و خونريز و بقول ابن خلّكان سيرت و رفتار او عجيب بود، هروقتى قانونى مخالف قانون سابق اختراع ميكرد و مردمرا بعملى كردن آن وادار مينمود. چنانچه در سال سيصد و نود و پنج هجرت حكم نمود كه صحابه را سبّ كرده و آن سبّها را در ديوارهاى مساجد و مقابر و جادّهها بنگارند، بفاصله دو سال از آن عمل بدفرجام قدغن اكيد كرد و سبّكننده را تأديب و نفى بلد مينمود. نيز بقتل كلاب و تخريب كليساى قمامه و تمامى كليساهاى بلاد مصر و تبعيد منجّمين و مغنّىها حكم داد، از فروختن فقّاع و مارماهى بىپلاك و فروختن زيت و حملونقل آن ببلاد مصر و فروختن مويز و بحث در علم نجوم و بيرون شدن زنان را از خانهشان قدغن اكيد نمود، اينك زنان، مدت هفت سال و هفت ماه تمام روز و شب تا زمان فوت منصور خانهنشين بودهاند. نيز فرمان داد كه يهود و نصارى عمامه سياه در سر كنند و بجهت امتياز ايشان از يكديگر نصارى خاچهائى بطول يك ذراع و بوزن يك رطل در گردنشان آويزند و در موقع رفتن حمام خاچ در گردنشان بماند. يهود نيز ريشههاى درخت بهمان وزن در گردن انداخته و در موقع رفتن حمام زنگ در گردن اندازند كه ميان ايشان و مسلمانان امتيازى بوده باشد. اخيرا حمّامات اين سه فرقه را نيز سوا كرده و قدغن نمود كه هيچيك از ايشان بحمّام ديگرى نرود و بجهت امتياز حمّامات نيز، بر در حمام نصارى خاچ و بر در يهود ريشه درختى نصب گردد و نيز مقرّر داشت كه يهود و نصارى بر مركب زينتدار و بكشتى مسلمانان سوار نشوند، در پيشگاه او زمين را بوسه دهند، در بالاى منابر او را دعا نكرده و صلوات بدو نفرستند و بعوض اينها سلام بحضرت امير المؤمنين ع بنمايند.
منصور چند مسجد در قاهره تأسيس داد، براى هريك از آنها قرآنها و اسباب نقره و فرشهاى قيمتى مقرّر داشت وى انفراد را دوست ميداشت و غالبا تنها سوار ميشد.
از اتّفاقات عجيبه آنكه شب دوشنبه بيست و هفتم شوال چهارصد و يازدهم هجرت بخارج