ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٥٥ - قزوينى سيد محمد بن سيد مهدى
مذكور افتاد در قسطنطنيّهاش احضار و طبيب خاص دربارى گرديد، بعد از سلطان بايزيد در عهد سلطان سليم (٩١٨- ٩٢٦) و سلطان سليمان (٩٢٦- ٩٧٤ ه) نيز بطبابت خاصّ دربارى مفتخر بود تا در سال نهصد و شصت و ششم هجرت وفات يافت و از تأليفات او است:
١- ترجمه تذكرة الشعرا كه ذيلا در عنوان ذيل تذكره مذكور است ٢ و ٣- ترجمه تركى و فارسى حياة الحيوان دميرى ٤- تفسير قرآن كه از سوره نحل تا آخر و يا از سوره فتح تا آخر قرآن است ٥- حاشيه تهافت خواجهزاده مصطفى بن يونس ٦- حاشيه شرح عقائد نسفى ٧- ذيل تذكرة الشعراى على شيرنوائى كه اصل تذكره بتركى تاتارى و نامش مجالس النفائس است و حكيم شاه هم شعراى روم را نيز بدان اضافه كرده و خود تذكره را از تركى تاتارى بتركى رومى ترجمه نموده است ٨- ربط السور و الايات ٩- ايساغوجى ١٠- شرح عقائد ملا جلال دوانى ١٢- شرح كافيه ابن حاجب و غير اينها و دور نيست حكيم محشى سيوطى هم كه حواشى او در اكثر چاپهاى آن كتاب بطبع رسيده عبارت از همين حكيم شاه باشد.
(كف و ص ١٩٧٠ ج ٣ و ٣٦٥٨ ج ٥ س و غيره)
قزوينى سيد محمد بن سيد مهدى
- بن سيد حسن بن سيد احمد بن حسين بن امير ابو القاسم حسينى، قزوينىّ الاصل، حلّىّ الولادة، ابو المعزّ الكنية، از اكابر علماى اماميّه عصر حاضر ما ميباشد كه در حدود بلوغ با دو برادرش سيد حسين و ميرزا جعفر از حلّه بنجف مهاجرت كرده و معقول و منقول را متقن داشت و برعكس والد معظّم مذكور در ذيل او تأليفاتش كم بوده و هرچه را كه تأليف ميكرده بعد از تجديد نظر تغييرش ميداده است، فقط ديوان شعر و رسالهاى در تجويد و منظومهاى در ارث از او باقى مانده عاقبت باصرار اهل حلّه در سال هزار و سيصد و سيزدهم هجرت باز بحلّه مراجعت كرده و مورد اكرامات بىنهايت تمامى طبقات مردم گرديد و اصلاح نهر حلّه و تعمير قبور علماى حلّه نيز از آثار خيريّه او ميباشد. در سال هزار و سيصد و سى و پنجم هجرت وفات يافت، جنازهاش بنجف اشرف نقل شد و در مقبره مخصوص آل قزوين مدفون گرديد. مخفى نماند كه نسب صاحب ترجمه بمحمد بن زيد شهيد ابن الامام السجّاد ع موصول ميشود و جدّ او سيد احمد نخستين كسى است از اين خانواده