ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٧٨ - قطران
و ديوان منجيك و ديوان دقيقى را هم آورده و پيش من ميخوانده و مشكلات آنها را از من ياد گرفته و مينوشت انتهى موضع الحاجة.
نسخه خطّى ديوان قطران بشماره ٢٥٠ در كتابخانه مدرسه سپهسالار جديد تهران موجود و سه نسخه بسيار نقيس نيز در كتابخانه شخصى آقاى آ ميرزا جعفر سلطان القرائى تبريزى موجود است و گويند كه تمامى اشعار قطران مابين هشت هزار و ده هزار ميباشد. مدتى هم در بلخ زيسته و منظومه قوسنامه را در آنجا بنام امير احمد بن قماج حاكم بلخ از امراى سلطان سنجر نظم كرده و ظاهر آن است كه اين منظومه غير از ديوان او ميباشد و از اشعار او است:
يافت زين دريا دگر بار ابر گوهر باربار |
باغ و بستان يافت ديگر ز ابر گوهر باربار |
|
هركجا گلزار بود اندر جهان گلزار شد |
مرغ شبگيران سرايان بر گل گلزار زار |
|
باد بفشاند همى بر سنبل و عنبر عبير |
ابر بفروزد همى بر لاله و گلنار نار |
|
گر هزار ستم دهان در هريكى سيصد زبان |
شكر نيكيهات نتوانم يكى گفت از هزار |
|