ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٥٥ - غياثاى حلوائى
غوث الثقلين
در اصطلاح بعضى از عرفا شيخ عبد القادر مذكور فوق است.
غوث عالم
چنانچه فوقا تحت عنوان غوث مذكور داشتيم مصداق اينگونه القاب و اوصاف شخصا و زمانا و مكانا مختلف ميباشد لكن با اين لقب، در اصطلاح بعضى از متأخّرين عرفا، بالخصوص شيخ محمد گواليارى را اراده نمايند كه از اكابر مشايخ عرفاى هند و از احفاد شيخ عطّار سالف الترجمه نيشابورى بود، از موطن اصلى خود نيشابور بهندوستان رفته و سياحتهاى بسيارى نمود، از مشايخ طريقت هريك از سلاسل متفرقه صوفيّه بكسب فيوضات باطنى نايل و بچندين خرقه ممتاز گرديد و از تأليفات او است:
١- اوراد غوثيه ٢- بحر الحيات ٣- جواهر خمسه ٤- گلزار ابرار در شرح حال مشاهير صوفيه هندوستان ٥- معراجنامه كه حاوى مقامات عروج خود بآسمان ميباشد و بدين سبب مورد طعن علماى وقت شد، باستناد مخالف شرع بودن آن كتاب، بشاه وقت شكايت برده و درصدد آزار وى برآمدند او نيز از گواليار، بكجرات رفت، علماى آنجا نيز بعداوت او برخاسته و قتل او را تصميم دادند عاقبت شيخ وجيه الدّين كه رئيس ايشان بوده و بشيخ محمد نيز ارادت داشته خاطرنشانش نمود كه چون مجلس علما منعقد شد و سخن از معراج بميان آمد شيخ بگويد كه اين معراج من در عالم خواب بوده نه بيدارى، پس شيخ اينچنين كرد علما نيز از آزار او صرفنظر نمودند. وفات شيخ محمد، در پانزدهم رمضان نهصد و هفتادم هجرت در هند واقع شد و كلمه ظلم- ٩٧٠ و جمله: محمد متقى سلطان مقبول- ٩٧٠ مادّه تاريخ وفات او است. قبر او در گواليار و يا بنوشته قاموس الاعلام در محلّه ظهورآباد شهر غازيپور ميباشد كه مزار هندوان بوده و اعتقاد كامل درباره وى دارند.
(٣٣٠٢ ج ٥ س و ٣٣٢ ج ٢ خه)
غولچه
سالم بن عبد اللّه- در باب كنى بعنوان ابو معمر خواهد آمد.
غياثاى حلوائى
از شعراى قرن يازدهم هجرت شيراز ميباشد كه در غزل و قصيده دستى توانا و قدرتى رسا داشت، اخيرا باصفهان رفت، در دار الشفا