ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٦٧ - علامه حلى
علامه توبلى
همان علّامه بحرين فوق است.
علامه ثانى
همان علّامه بهبهانى فوق است.
علامه جزرى
همان علّامه ابن الاثير مذكور فوق است.
علامه چلبى بيگ
پسر ميرزا على بيگ، معروف بعلّامه، از اهالى تبريز بود، در ايّام جوانى براى تحصيل بشيراز رفت، مدتى در حوزه درس ملا ميرزا جان آتى الترجمه (متوفى بسال ٩٩٤ ه يا ٩٩٨ ه ق- ظصد يا ظصح) حاضر شد، عاقبت بجهت تهمت شرب خمر بقزوين و بعدا بواسطه شهرت وصيت كمالاتى كه داشته بهندوستان رفته و در دربار ملوك هند تقرّب يافت و در اثر سوء سريره، كتابى در ردّ انبيا نوشت، در نتيجه اين كردار ناشايست خود، بمرض آكله مبتلا و بدنش سوراخسوراخ شده و عازم مقرّ خود گرديد. چلبى بيگ، بشعر گفتن نيز رغبت داشته و در اوائل شيدا و در اواخر فارغ تخلّص ميكرده و از او است:
خدا در سينه من آه سوزان را نگه دارد |
ز آسيبش دل بيرحم جانان را نگه دارد |
|
منادى ميكند امروز زنّار سر زلفش |
كه بىايمان بميرد هركه ايمانرا نگه دارد |
|