ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٥٧ - علاء الدولة
تا آنكه بسال دويست و سيزدهم هجرت در پنجاه و سه سالگى در بغداد مرد، يا آنكه بعد از فرارى شدن، او را در اراضى شامات دستگير نموده و نزد خليفه احضارش كردند، حسب الحكم خلافت، زبانش را از قفا برآوردند.
ابن خلّكان در توضيح اين اجمال گويد مأمون بجهت همان قصيده مدحيّه ابو دلف، در غضب شد، عاقبت بعد از احضار، آن شعر آخرى را «كل من فى الارض الخ» بر او خواند و گفت: ما را نيز از كسانى كردى كه مكرمت را از ابو دلف استعاره كرده و با وى افتخار كنند؟
گفت يا امير المؤمنين، شما خانواده رسالت داخل اين عموم نبوده و ابدا طرف قياس نميباشيد كه خدايتعالى اين خانواده جليله را بساير مردمان اختصاص داده و ملك و خلافت و كتاب و حكمت بشما عطا فرموده است، مقصود من از عبارت كل من فى الارض همان ابو دلف و اشباه و نظائر وى ميباشد. مأمون گفت، ديگر بعد از اين عذر و بهانه، ريختن خون تو، روا و مباح نباشد، لكن بجهت شعر مشركانه ديگرت كه درباره مخلوقى ضعيف و خوار و ذليل گفتهاى:
انت الذى تنزل الايام منزلها |
و تنقل الدهر من حال الى حال |
|
و ما مددت مدى طرف الى احد |
الا قضيت بارزاق و آجال |
|