دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٩٦ - ظل مبسوط و منكوس
در كوتاهى و درازى گوناگون خواهد بود بدين بيان كه هرچه شمس از سمت رأس دورتر بود سايه درازتر خواهد بود . ( يعنى در آفاقى كه سايه شاخص در نيم روز به نهايت كوتاهى رسد اندازه آن به اختلاف بلاد الخ ) .
و خورشيد كه از دائره نصف النهار بسوى مغرب مايل شود اگر شاخص را سايه اى نمانده باشد در جانب مشرق سايه آن پديد آيد و اين علامت زوال است . و اگر چيزى از سايه مانده باشد شروع به زيادتى كند كه اين نيز نشانه زوال است . و مصنف ( علامه حلى در ارشاد ) كه زيادت را به اطلاق گفته است مبنى بر غالب بلاد و زمان است و گرنه لازم بود كه هر دو را ( حدوث و زيادت ظل را ) ذكر كند چنان كه در غير ارشاد كرده است , و يا تعبير به لفظى كه هر دو را شامل شود , مثل اين كه گفته شود( : ظهور ظل در جانب مشرق علامت زوال است) ( چه سايه معدوم شده باشد , و چه به نهايت رسيده باشد ) .
استخراج زيادت ظل را طرقى است كه برخى واضح و برخى ديگر دقيق اند . واضح آنست كه اخبار بدان دلالت دارند ( و در خور فهم عوام اند كه كلم الناس على قدر عقولهم ) مثل خبر على بن ابى حمزه و سماعه از امام صادق عليه السلام بدين بيان كه مقياسى را روى زمين در مقابل شمس نصب كنى , و سايه شاخص را در هنگام نزديك شدن خورشيد به استواء ( اين استواء به معنى لغوى آنست يعنى شمس در كبد آسمان به خط نصف النهار برسد كه مقدار روز از طلوع شمس تا غروب آن در آنوقت به استواء است يعنى به دو نصف مستوى است , نه خط استواء ) اندازه گرفته شود , سپس با اندكى صبر باز سايه را اندازه بگيرد , پس اگر سايه دوم كمتر از سايه اول و يا بقدر آنست اين دليل است كه هنوز زوال نشده است , و اگر بيشتر از آنست زوال وقوع يافته است , جز اين كه ( يعنى اشكال آن اين است كه ) بدين طريق زوال شمس بعد از گذشتن زمانى دراز از زوال دانسته مى شود , لكن ( يعنى اشكال آن جبران مى شود بدين كه ) نفع آن عام است كه هم عالم را بكار آيد و هم عامى را ( بخلاف طرق دقيق كه دانستن آن برعهده عالم است ) .