دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧١٨ - نسبت محيط دائره به قطر آن
ايام هفته اند و ارواح مؤمنين و مؤمنات در اين دو روز آزادند , و نيز تهاجم كارهاى غير درسى در اين دو روز است . و ماهم آسايش را از شما گرفته ايم , و هم شما را از كارهاى ديگر باز داشته ايم , و اين خود گناهى نابخشودنى است هرچند كه ما هم با شما انبازيم . و لكن عشق به دانش است كه همه سختيها و دشواريها را آسان كرده است , و معنى را بر ماده غلبه داده است و آن را حاكم و اين را محكوم كرده است , و همواره زبان حالش اين است كه :
منم آن تشنه دانش كه گردانش شود آتش *** مرا اندر دل آتش همى باشد نشيمنها
به بهانه پذيرفتن پوزش از تعطيلى يكسال عرض مى شود كه امروز پنجشنبه نهم مهر ماه هزار و سيصد و هفتاد و يك هجرى شمسى است كه بحمد الله سبحانه توفيق رفيق شده است و باز دروس رياضى آغاز شده است . يكسال پيش از اين روز سه شنبه ٢٦ شهريور ١٣٧٠ بعد از درس صبح سخت حالم دگرگون شد به نحوى كه مقدمات كفن و دفنم را فراهم كرده بودم , و اين غزل را از رويداد آن حال گفته ام :
مژده اى دل كه شب هجر به پايان آمد *** پيك روح القدس از جانب جانان آمد
زان دلا را كه در اين باغ وجودت آراست *** جنت ذات طلب كردى و خواهان آمد
جز خداوند نبوده است در انديشه تو *** كه خداوند جزاى تو با حسان آمد
سنگ زيرين وحى بوده اى از گردش چرخ *** عرصه گردش تو روضه رضوان آمد
هرچه بد محنت ايام زبد بود و برفت *** هرچه باقى است همه منحت يزدان آمد
آنچه در مزرع دل تخم وفا كاشته اى *** همه نور و همه حور و همه غلمان آمد
آفرين بر قلم صنع كه لوح و قلمى *** همه برهان همه عرفان همه قرآن آمد
چشمه آب حياتست دهانى كه از او *** همه درس و همه بحث و همه تبيان آمد
روح قدسى ولايت كه سماى صاحى است *** اندر آن شمس و قمر جمع به حسبان آمد
تن خاكى بسوى خاك روانست ولى *** دل عرشى بسوى عرش خرامان آمد
اى عزيزان من اين نشأه دنياوى ما *** به مثل اين كه چو زندان و چو زهدان آمد
چو بگورم بسپرديد نشينيد بسور *** نه كه در سوگ كسى باشد و نالان آمد