دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٧٨ - ظل ( تانژانت )
گرفته است , كه در مقابله با خورشيد در يكى از دو عقده رأس يا ذنب در سايه زمين كه همان ظلمت ليل است مى افتد .
ظل در اصطلاح ارباب هيأت و نجوم خطى بود مستقيم در سطحى كه مقياس بر آن عمود بود , و آن خط ظل , خط ظل همان مقياس بود محدود ميان قاعده مقياس و طرف خط شعاعى نيز مثلا شعاع خورشيد كه به رأس مقياس گذرد در وقتى كه مركز نير و مقياس در يك سطح باشند . پس ظل فصل مشترك ميان سطح دائره ارتفاع و سطحى كه مقياس بر آن قائم است مى باشد .
ظل اول و دوم :
اگر مقياس عمود بر سطحى بود كه آن سطح قائم بر افق و بر سطح دائره ارتفاع نير از جانب نير باشد كه خود مقياس در اين صورت موازى افق و در سطح دائره ارتفاع خواهد بود , ظل آن مقياس را ظل اول , و نيز ظل معكوس , و نيز ظل منكوس , و نيز ظل منتصب خوانند . و اگر خود مقياس قائم بر سطح افق باشد ظل آن را ظل دوم , و نيز ظل مستوى , و نيز ظل مبسوط خوانند .
و خط و اصل ميان سر مقياس و سر ظل آن را - كه همان خط شعاعى ياد شده است - قطر ظل نامند . مثلا در دو شكل ٨١ و ٨٢ , خط - ا ب - شاخص است , و خط - ب ح - ظل است , و خط - ا ح - قطر ظل .
( شكل شماره ٨١ - ٨٢ )